آخوندهاي دانه درشت

1-آخوند ابراهيم رئيسي (قوه قضائيه)

2-آخوند مهدوي كني

3-آخوند محمد كاظم ايماني (معروف به بي ايمان)

4-آخوند علي فلاحيان 

5-آخوند سید محمد رضا میر تاج الدینی (نماینده پارلمانی  رئیس جمهور)

 

Advertisements

دربارهٔ شير شجاع

آهاي تويي كه مردم رو با گلوله و باطوم ميزني ، يا خبر چيني ميكني براي اطلاعات يا تو سايتها ضد مردم ايران فعاليت ميكني .بدان و آگاه باش كه شير شجاع در كمينت نشسته تا شكارت كنه

Posted on 2011/05/17, in مزدوران دانه درشت. Bookmark the permalink. 22 دیدگاه.

  1. ناشناس

    شیر شجاع عزیز در بخش کامنتها در صفحه اصلی مربوط به دانه درشتها اطلاعات مربوط به آخوند ابراهیم رییسی معاون قوه قضاییه گفته شده
    یا اینکه به این آدرس بروید :

    http://gm-iran.blogspot.com/2011/03/blog-post_19.html

  2. آدرس آخوند مزدور مهدوی کنی

    شناسایی شد : آدرس و تلفن شخصی محل زندگی آخوند مزدور مهدوی کنی رییس مجلس خفتگان

    http://gm-iran.blogspot.com/2011/03/blog-post_27.html

  3. بازخوانی یک جنایت: پروندۀ قتل فاطمه قائم مقامی و نقش علی فلاحیان در آن

    بازخوانی یک جنایت: پروندۀ قتل فاطمه قائم مقامی و نقش علی فلاحیان در آن

    http://jahanezan.wordpress.com/2010/04/20/tanin-188/#more-1270

  4. خوب نگاه کنید!! از سر انگشتان این جنایتکار خون می چکد

    خوب نگاه کنید!! از سر انگشتان این جنایتکار خون می چکد

    http://rahekargar.wordpress.com/2011/03/25/nawi-4402/#more-59489

  5. (قاضی مقیسه) شریرترین چهره زندان های جمهوری اسلامی دهه ۶۰
  6. مسئولان قتل عام زندانیان سیاسی

    بر روی لینک زیر راست کلیک کرده و گزینه Save Target As را در مرورگر اینترنت اکسپلورر و گزینه های مشابه را در مرورگرهای دیگر کلیک کنید تا فایلی با فرمت پی – دی – اف و اندازه 800 کیلوبایت دارای عکس های رنگی گروهی از مسئولان قتل عام زندانیان سیاسی و شرح درباره آنها را دریافت کنید:

    http://www.irajmesdaghi.com/pfiles/ghatle%20ame%201367.pdf

  7. آخوند علی شجاعی

    آخوند علی شجاعی که گروهی نیز بر این باورند که نام کوچک او علی نیست و قدرت است یکی از رؤسای پیشین دادگاه انقلاب اسلامی تبریز است که هزاران تن را پس از محاکمه های پنج دقیقه ای به اعدام محکوم کرده است. دوستان هر گونه اطلاعاتی از این آخوند خونخوار مانند عکس و نشانی دارند دیگران را نیز آگاه کنند.

  8. آخوند خلیل عابدی

    آخوند خلیل عابدی مانند آخوند علی ( قدرت ) شجاعی هزاران تن را پس از محاکمه های پنج دقیقه ای در تبریز به اعدام محکوم کرده است. دوستان هرگونه اطلاعی از این آخوند خونخوار مانند عکس و نشانی خانه و مانند آنها را دارند دیگران را نیز آگاه کنند.

    • خلیل عابدی ــ عکس

      خلیل عابدی ــ عکس

      خلیل عابدی آخوند خونخواری که هزاران تن را در بیدادگاه های رژیم ولایت فقیه در تبریز به اعدام محکوم کرده است ــ عکس

    • خاطره ای درباره خلیل عابدی

      خاطره ای درباره خلیل عابدی

      خاطره یکی از کسانی که خلیل عابدی او را محاکمه کرده است، البته گوینده خاطره دچار اشتباه شده و در این خاطره از (عابدی) به نادرست با نام (عابدینی) یاد کرده است در حالی که نام این آخوند خونخوار عابدی است نه عابدینی:

      ………. یک نفر حاکم شرع بود. فکر کنم عابدینی بود، مطمئن نیستم اما او روی تشکی نشسته بود، یک نفر منشی هم کنارش. حاکم شرع گفت: تو آدم نشدی؟ دفاع می کنی؟ من گفتم: بله دفاع می کنم، ما که کاری نکرده ایم که دفاع نکنیم. ظرف پنج دقیقه محاکمه تمام شد! بعد از یک هفته حکم آمد ١٢ سال! یک هفته بعد از معلوم شدن حکمم آمدند مرا از بند بیرون کشیدند و وسایلم را هم گرفتند و بدون آن که اطلاع دهند مرا تبعید کردند به زندان بوشهر، همراه با تهدید مرا سوار پیکانی کردند، سه روز در راه بودیم. در بین راه دو شب را در زندان های شهرضا و شیراز خوابیدیم. در آن زندان ها افسران اکثریتی را دیدم که گفتند: دستگیری و شکنجه فدائیان اکثریتی هم شروع شده است. شکنجه من در ساعت ٥ درست از لحظه ورود به زندان بوشهرموسوم به زندان شکری آغاز شد. تا ساعت ١١ شب مرا می زدند. با مشت و لگد و چوب و آجر و شلنگ……….ادامه در لینک زیر:

      http://www.bidaran.net/spip.php?article196

  9. آخوند محمدکاظم ایمانی معروف به بی ایمان

    آخوند محمدکاظم ایمانی معروف به بی ایمان

    ( نشانی آخوند محمدکاظم ایمانی معروف به بی ایمان: تبریز – میدان حکیم نظامی – کوی دانش – کوچه پنجم – کاشی چهل و دو – کد پستی 5174677833 )

    درباره آخوند محمدکاظم ایمانی معروف به بی ایمان به لینک زیر نگاه کنید:

    http://asghar-joudi.com/2011/05/05/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF/#respond

  10. آخوند محمد ایمانی یامچی

    آخوند محمد ایمانی یامچی

    ( نشانی آخوند محمد ایمانی یامچی: تبریز- کوی ولیعصر – کوی وحدت – چهارده متری نیما – ده متری اول – کاشی بیست و دو – کد پستی 5157857766 )

    درباره آخوند محمد ایمانی یامچی به لینک زیر نگاه کنید:

    http://asghar-joudi.com/2011/05/05/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%DA%98%D8%AE%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF/#respond

  11. آخوند سید محمدرضا میرتاج الدینی وکیل الدوله تبریزی

    آخوند سید محمدرضا میرتاج الدینی وکیل الدوله تبریزی

    آخوند سید محمدرضا میرتاج الدینی هنگامی که علی فلاحیان وزیر اطلاعات بود با نام ها و بهانه های دروغینی مانند نماینده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و در اصل نماینده وزارت اطلاعات برای سرکوب دشمنان رژیم در خارج از کشور و سازماندهی جاسوسان و آدم کشان رژیم در فرامرز، سفرهای فراوانی به کشورهای گوناگونی مانند آلمان، هلند، بلژیک، فرانسه، مصر، تونس، سوریه، لبنان، هندوستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان انجام داد که هزینه های سنگین این سفرها را از پول بلیت هواپیما گرفته تا هزینه های هتل، وزارت اطلاعات رژیم ولایت فقیه پرداخت می کرد. در آلمان پس از هماهنگی با علی فلاحیان به شهرهای هامبورگ، دویسبورگ، برگهایم، نورنبرگ، هانوفر و فرانکفورت رفته و جاسوسان و آدم کشان رژیم را سازماندهی کرد و نشانه های فراوانی در دست هستند که آخوند سید محمدرضا میرتاج الدینی در ماجرای کشتار رستوران میکونوس در برلین نیز دست داشته است. وی سپس به تبریز آمد و رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان آذربایجان شرقی شد اما این ظاهر کار بود و کار اصلی او که دستچین کردن مزدوران رژیم و سازماندهی آنها برای کارهای اطلاعاتی بود همچنان دنباله داشت. سپس وی در انتخابات و یا بهتر است بگوئیم انتصابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و نماینده تبریز در دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی شد و پس از خوش خدمتی ها و خوش رقصی های فراوان سرانجام وکیل الدوله تبریزی حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید محمدرضا میرتاج الدینی به مقام معاونت پارلمانی محمود احمدی نژاد منصوب شد.

    سایت آخوند سید محمدرضا میرتاج الدینی وکیل الدوله تبریزی

    http://www.tajoddini.com/

  12. یکی از میلیونها بسیجی

    اسم امام خمینی ره
    و امام خامنه ای و شهید بهشتی و شهید مطهری و آیت الله مصباح و آیت الله سیستانی و آیت الله مکارم و آیت الله نوری و شهید طالقانی و مرحوم ابوترابی و ….
    اینا رو هم بی زحمت شناسایی کنید خدا خیرتون بده
    یه چند هزار نفر دیگه هم بودن تو حوزه های اطراف ما . همشون ولایی . میخوای لیست اونا رو هم بنویسم ؟

  13. فخرالسادات برقعی در شانزدهم اسفند چرا و چگونه کشته شد؟

    فخرالسادات برقعی در شانزدهم اسفند چرا و چگونه کشته شد؟

    http://jahanezan.wordpress.com/2012/03/06/17661-2/

  14. سیدحسین موسوی تبریزی یکی از خونخوارترین آخوندهای رژیم در تبریز و آذربایجان و همه ایران

    سیدحسین موسوی تبریزی یکی از خونخوارترین آخوندهای رژیم در تبریز و آذربایجان و همه ایران

    سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی در سال ۱۳۲۶ در تبریز زاده شد. دو برادر کوچکتر از خودش به نام های سیدمحسن که در سال ۱۳۳۰ زاده شده بود و سیدحسن که در سال ۱۳۳۳ زاده شده بود داشت. پدرش سیدمیرجبار پورمیرغفاری فرش فروش و از خرمقدس های بازار تبریز بود. برای خرمقدس بودن پدر سیدحسین پورمیرغفاری بود که وی نتوانست آموزش دبستانی را پی بگیرد و پس از پایان دبستان ابتدائی میرجبار او را به مدرسه طالبیه تبریز فرستاد. پس از خواندن درس های مقدماتی حوزوی در مدرسه طالبیه تبریز به شهر قم رفت و در آنجا تا سطح اجتهاد آموزش های حوزوی را دنبال کرد و با آن که بسیار جوان بود عنوان ایة الله به آغاز نامش افزوده شد. در شهر قم پس از آشنائی با روح الله خمینی از هواداران پر و پا قرص او شد. پس از تبعید روح الله خمینی به نجف چندین بار به شهر نجف رفته و اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی او را به ایران آورد و پخش کرد و چند بار نیز برای چنین کارهائی نیروهای امنیتی رژیم پادشاهی او را دستگیر کردند و به زندان افتاد یا دچار دردسرهای دیگر شد. البته سیدحسین پورمیرغفاری را همگان با نام مستعار سیدحسین موسوی تبریزی می شناختند.

    سیدحسین پورمیرغفاری که با نام سیدحسین موسوی تبریزی شناخته می شد پس از انتحار اسلامی رئیس بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز شد. در سال ۱۳۵۸ پس از آن که حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان ایران به پیروی از ایة الله شریعتمداری با اصل صد و ده قانون اساسی جمهوری اسلامی (اصل ولایت فقیه) به مخالفت برخاست و درگیری های گسترده ای در تبریز بر سر این موضوع درگرفت سیدحسین موسوی تبریزی به سرکوب سنگین خلق مسلمانی ها دست زد. نخست ده تن را به اعدام محکوم کرد و چند روز دیگر چهار تن و رسانه های رژیم خبر از اعدام چهارده تن از خلق مسلمانی ها در تبریز را دادند. چندی نگذشته بود که هفده تن دیگر نیز برای ماجرای خلق مسلمان اعدام شدند. در این میان از صدها تن از دستگیر شدگان با مشت و لگد و سیلی و تازیانه و باتوم و سلول های انفرادی و محکومیت به زندان به خوبی پذیرائی شد!

    سیدحسین موسوی تبریزی در نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی نماینده تبریز در مجلس شد و به جای او آخوند خونخواری به نام علی شجاعی در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ریاست رسید. با آن که برابر قانون اساسی جمهوری اسلامی کسانی که در مجلس شورای اسلامی نماینده می شوند نمی توانند در قوه قضائیه کار کنند اما از آنجائی که جز قانون: (ما می فرمائیم!) قانون دیگری در رژیم گدایان مفت خور وجود ندارد سیدحسین موسوی تبریزی در کارهای قضائی دخالت و گاهی در پست های قضائی نیز کار می کرد و حتی در کارهائی نیز که ارتباطی با نمایندگی نداشت خودش را به میان می انداخت. برای نمونه در تاریخ پنجشنبه نهم اسفندماه ۱۳۵۸ هنگام گردهمائی آرام گروهی از اعضا و هواداران سازمان فدائیان دسته ای از اراذل و اوباش تبریز را سازماندهی کرده و فرمان حمله به این همایش را داد. کار به کشمکش و زد و خورد و تیراندازی کشید و در این میان دانش آموز هفده ساله ای به نام داود امیراحمدی تیر خورد و کشته شد. همه این رویدادها در شرایطی رخ می دادند که هنوز یک سال از انتحار اسلامی نگذشته بود! و مردم بیچاره ای که می خواستند از زندان آریامهری درآیند کم کم به دوزخ ولایت فقیه گام می گذاشتند!

    سال ۱۳۵۹ از راه رسید و با آن که سیدحسین موسوی تبریزی نماینده مجلس شورای اسلامی بود و بر پایه قانون های خود رژیم ولایت فقیه نمی توانست قاضی باشد از سوی روح الله خمینی به عنوان قاضی رسیدگی کننده به پرونده آتش سوزی سینما رکس آبادان منصوب شد! فشرده داستان سینما رکس آبادان این چنین است که آدم هالو و خل و معتادی به نام حسین تکبعلی زاده به همراه سه تن از یارانش به نام های فرج و فلاح و یدالله در زمان رژیم پادشاهی بر آن می شوند تا برای پیشبرد خواسته های روح الله خمینی و نابودی رژیم پادشاهی و با الهام از هیأت های دینی و سخنرانی های هواداران روح الله خمینی در مسجدهای گوناگون سینما رکس آبادان را آتش بزنند. این چهار تن در شب شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ به سینما رکس آبادان می روند و در حالی که بینندگان داشتند فیلم گوزن ها ساخته مسعود کیمیائی را می دیدند به بخش هائی از سینما بنزین و تینر می پاشند و آتش می زنند. آتش همه جای سینما رکس آبادان را فرا می گیرد و فرج و فلاح و یدالله نیز خفه شده و می سوزند. در این میان ۳۷۷ تن از بینندگان نیز نخست خفه شده و سپس می سوزند. روح الله خمینی نیز چندین آگهی پر آب و تاب بر این پایه که سینما رکس آبادان را رژیم پادشاهی به فرمان محمدرضا پهلوی آتش زده است پخش می کند. هواداران روح الله خمینی نیز در تظاهرات خیابانی شعار می دهند: فاجعه آبادان به دست شاه جلاد! فاجعه آبادان به دست شاه جلاد! فاجعه آبادان به دست شاه جلاد! ………. حسین تکبعلی زاده دستگیر می شود و تا فروپاشی رژیم پادشاهی در زندان می ماند و هنگام بلبشو و آشوب از زندان می گریزد. حسین تکبعلی زاده آن چنان هالو بود که پس از دیدن نام خودش در فهرست ساواکی های گریخته از دست رژیم جمهوری اسلامی خودش را معرفی کرده و می گوید: من پیرو خط امام خمینی هستم و برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی سینما رکس آبادان را آتش زدم! روح الله خمینی هم می بیند که در تنگنای بدی افتاده است! آن آگهی ها و سخنرانی های پر آب و تاب و تظاهرات پر جوش و خروش خیابانی کجا و اعترافات کسی که می گوید: چون من پیرو خط امام خمینی هستم پس سینما رکس آبادان را آتش زدم کجا؟ نخستین کاری که روح الله خمینی می کند این است که فرمان اعدام محمدرضا عاملی وزیر جهانگردی رژیم پادشاهی را می دهد چون محمدرضا عاملی اسناد و مدارک فراوانی درباره آتش زدن سینما رکس آبادان از سوی هواداران روح الله خمینی گردآوری کرده بود. کار دوم روح الله خمینی سپردن پرونده سینما رکس آبادان به سیدحسین موسوی تبریزی و سفارش پنهانی به او برای ماست مالی کردن داستان سینما رکس آبادان بود! سیدحسین موسوی تبریزی نیز در یک دادگاه نمایشی که از یکم تا دوازدهم شهریورماه ۱۳۵۹ به درازا می کشد حسین تکبعلی زاده را به همراه چند تن از کارگزاران رژیم پادشاهی به اعدام محکوم می کند و رسانه های رژیم ولایت فقیه نیز می گویند و می نویسند: عوامل آتش سوزی سینما رکس که از ساواکی ها و کارگزاران رژیم شاهنشاهی بودند اعدام شدند!

    روح الله خمینی آن چنان از شیرینکاری سیدحسین موسوی تبریزی در ماست مالی کردن پرونده سینما رکس آبادان خوشش آمد که در آغاز سال ۱۳۶۰ سیدحسین موسوی تبریزی را به سمت دادستان کل کشور به کار گمارد و سیدحسین موسوی تبریزی نیز در تاریخ سه شنبه پنج خرداد ۱۳۶۰ از نمایندگی در مجلس شورای اسلامی کناره گیری کرد و دادستان کل کشور شد. در آن هنگام سیدحسین موسوی تبریزی سی و چهار سال داشت. اندکی پس از به کار گمارده شدن سیدحسین موسوی تبریزی در پست نوین، سازمان مجاهدین خلق ایران در روز شنبه سی خرداد سال ۱۳۶۰ بر علیه رژیم ولایت فقیه جنگ مسلحانه را آغاز کرد و کشتارهای رژیم ولایت فقیه از اعضا و هواداران سازمان های سیاسی ضد رژیم آغاز شدند. درست است که سیدحسین موسوی تبریزی دادستان کل کشور شده بود اما با حفظ سمت به تبریز آمد و از تیرماه ۱۳۶۰ تا پایان شهریورماه ۱۳۶۰ روزانه ده ها تن از زندانیان سیاسی را در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز در پنج دقیقه محاکمه و به اعدام محکوم می کرد. سپس کارها را در تبریز به آخوند خونخوار علی شجاعی سپرد و دوباره به تهران بازگشت. در تهران قاضی و رئیس دادگاه هنگامی که سیدحسین موسوی تبریزی به پرونده های زندانیان سیاسی رسیدگی می کرد هیچ کاره بودند و جز امضا کردن آنچه که سیدحسین موسوی تبریزی دیکته می کرد کاری نداشتند و با این روال هزاران تن از زندانیان سیاسی در تهران و زندان های اوین و قزلحصار و گوهردشت اعدام شدند.

    برای کشتار و سرکوب بهتر در قوه قضائیه رژیم دژخیمان دوزخی به جز دادستانی کل کشور پستی به نام دادستانی کل انقلاب باز شده بود و سیدحسین موسوی تبریزی برای آن که بهتر بکشد و سرکوب کند دادستان کل انقلاب کشور و سررشته دار بزرگ سرکوب و کشتار در همه ایران شد اما سیدحسین موسوی تبریزی علاقه شگفت آوری به کشتار و سرکوب در تبریز و آذربایجان داشت و هر گاه فرصت به دست می آورد به تبریز می آمد و تازیانه ای به دست گرفته و شخصا در شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی در تبریز به همراه دژخیمان دیگر شرکت می کرد. برای نمونه یک روز در حالی که کلاشینکفی در دست داشت از یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق به نام اکبر چوپانی خواست که هم توبه نامه بنویسد و هم همه دوستانش را لو بدهد! اکبر چوپانی هم گفت که حتی اگر سرم هم برود حاضر نیستم به دوستانم خیانت کنم. سیدحسین موسوی تبریزی با کلاشینکف چند گلوله به گلو و گردن اکبر چوپانی شلیک کرد. زخم گلوله ها بی درنگ اکبر چوپانی را نکشتند. اکبر چوپانی به زمین افتاد و در حالی که ساعت ها ناله می کرد زجرکش شد.

    در همین زمان بود که ۵۹ تن از مخالفان رژیم در فروردین ماه و اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲ در مهاباد دستگیر و به تبریز فرستاده شدند. آخوند خونخوار علی شجاعی پس از هماهنگی با سیدحسین موسوی تبریزی و با فرمان وی همه ۵۹ تن را در خردادماه سال ۱۳۶۲ بدون محاکمه به اعدام محکوم کرد! چند تن از این ۵۹ تن دانش آموزان کم سن و سال دبیرستانی بودند. نام این ۵۹ تن که در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز و با حکم آخوند خونخوار علی شجاعی اعدام شدند این چنین است: علی آباده‌ – سیدابراهیم احمدی – محمد ابوبکری – محمدامین احمدی – وفا الیاسی – ابراهیم امینی – یوسف ایازی – خالق بارزانی – غلامرضا بارزی – علی بازیان – علی بانه یان – عبدالله‌ تحریان – منصور جناح – حسن جهانیان – کمال چاوشینی – یوسف حبیب پناه – سلیمان حسن زاده‌ – یوسف حسن زاده‌ – عباس حسینپور – محمد حسینی – کاظم خاتونی – رحمان خضرپور – حسن رحمانیان – خالد رحیم آذر – رحمان رحیمی – کریم ر‌حیمیان – خضر رنگین – محمود ریزیی – سیامک سقزی – محمد سلیمی – سیدمحمود سیدمحمودی – ابوبکر شکری – فریدون شنگه‌ – محمدامین صفا – خالد صفائی – علی صلاحی – کامران ظاهرحجازی – مصطفی عصمتی – محمد علیالی – علی غواره – محمد فارق بازیار – صالح فرهودی – مصطفی فقری – کریم کاوه‌ – کمال کریمی – هژار کریمی – حسین کلهری – احمد کهروبی – علی گلپرست- حسن لاجوردی – صالح مام ابراهیمی – حامد محمود کندو – مقصود محمودی – علی مزنه‌ – محمد مسعودی – انشاء الله‌ نادری – شکری نادری – همایون نیلوفری – عباس یوسفی

    مثلث سیدحسین موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب اسلامی، سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی مرکز و آخوند محمد محمدی گیلانی رئیس بیدادگاه انقلاب اسلامی تهران هر روز ده ها و گاه صدها تن از زندانیان سیاسی را با محاکمه های پنج دقیقه ای می کشتند. آخوند محمد محمدی گیلانی آن چنان خونخوار بود که حتی دو پسر خودش را که با دیدن هزاران گندکاری و ستم رژیم اهریمنان دوزخی ضد رژیم شده بودند به اعدام محکوم کرد! سیدحسین موسوی تبریزی در همه ایران می گشت و فرمان های سرکوب و کشتار و شکنجه را به گردانندگان رژیم ولایت فقیه می داد و چرخ کشتار و سرکوب را پیاپی می گرداند. سیدحسین موسوی تبریزی پس از سال ها جنایت و کشتار آن چنان از قدرت مست شده بود که می پنداشت دست به هر کاری بزند هیچکس جلودارش نیست! سرانجام سیدحسین موسوی تبریزی برای مست شدن از قدرت دست به کاری زد که روح الله خمینی ناچار شد او را از همه پست و مقام هائی که داشت برکنار کند!

    داستان برکناری سیدحسین موسوی تبریزی از دادستانی کل انقلاب این چنین است که خانمی به نام ………. همسر جوان و زیبای یکی از خلبان های زمان شاه به نام ………. بود. این خلبان در زمان رژیم پادشاهی به آمریکا رفته و در آنجا در دانشگاه معروف هوا – فضائی آمریکا به نام Top Gun آموزش خلبانی دیده بود. هنگام آموزش خلبانی در Top Gun با خانمی آمریکائی به نام ………. که یکی از دانشجویان آمریکائی دانشگاه Top Gun بود آشنا شده و با او ازدواج کرده بود. پس از چندی خلبان ایرانی با همسر آمریکائیش دچار ناسازگاری شده و خانم ………. را طلاق داده و به ایران برگشته بود. در ایران با همسر دومش خانم ………. که از نظر سنی بسیار کوچکتر از او بود ازدواج کرده بود اما جناب خلبان با همسر دومش بدرفتاری می کرد به گونه ای که خانم ………. چند بار خواسته بود از شوهر بدرفتارش طلاق بگیرد اما با پا در میانی خویشاوندان دست از طلاق کشیده بود اما زندگی زناشوئی برای خانم ………. جز رنج و تیره روزی چیز دیگری در بر نداشت. تا این که خلبان یاد شده در پیوند با کودتای نوژه که سال ها پیش رخ داده بود به عنوان فرد مشکوک بازداشت شد هر چند که کوچکترین ارتباطی با ماجرای کودتای نوژه نداشت و موضوع ممکن بود به سادگی حل شود. تا این که خانم ………. همسر خلبان زندانی برای روشن شدن وضعیت شوهرش به دادستانی کل انقلاب و به دیدن سیدحسین موسوی تبریزی می رود. بعد از ظهر بود و در دادستانی کل انقلاب کسی از ارباب رجوع و کارکنان نبود. سیدحسین موسوی تبریزی که معمولا ارباب رجوع را به حضور نمی پذیرفت هنگامی که شنید زنی برای پیگیری وضعیت شوهرش درخواست دیدار با وی را دارد پنداشت که زنی پیر و پاتال و بدقیافه و گریان مانند زن های حزب اللهی را خواهد دید که این زن با گریه و زاری برای آزادی خویشاوند زندانیش التماس خواهد کرد و سرش را به درد خواهد آورد! از این روی با بی میلی و بی حوصلگی اجازه دیدار داد اما هنگامی که این زن را با پوشاک شیک و عطر دل انگیزی که به آن زده بود دید زیبائی او هوش از سرش ربود و دین و ایمانش را به باد داد!

    یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست؟
    جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست؟
    حالیا خانه برانداز دل و دین من است
    تا در آغوش که می خوابد و همخانه کیست؟

    خانم ………. نه تنها مانند زن های حزب اللهی که مانند کلاغ سیاه قارقار می کنند نبود بلکه با ادب و احترام و خونسردی درباره شوهرش سخنانی را به سیدحسین موسوی تبریزی گفت. دیدار سیدحسین موسوی تبریزی بداخلاق که اکنون بسیار خوش اخلاق و خوشرفتار شده بود! با خانم ………. به جای پنج دقیقه یکی دو ساعت به درازا کشید! هر بار که خانم ………. به هر دلیل لبخندی بر چهره اش می نشست در دل سیدحسین موسوی تبریزی قند آب می شد! سیدحسین موسوی تبریزی به این خانم وقت ملاقات دیگری داد و این دیدارها همچنان دنباله داشتند! کارکنان دادستانی انقلاب کم کم داشتند درباره چنین دیدارهائی کنجکاو می شدند از این روی سیدحسین موسوی تبریزی نشانی یکی از خانه های خلوتش را به خانم ………. داد! سیدحسین موسوی تبریزی سرانجام این خانم را رام کرد و خانم ………. هم از سیدحسین موسوی تبریزی خوشش آمد و دلدادگی از یک سویه بودن درآمد و دوسویه شد! تنها مشکلی که در این میان بود شوهر خلبان خانم ………. بود که آن نیز به سادگی حل شد! این چنین که سیدحسین موسوی تبریزی برای این خلبان زندانی چنان پرونده ای درست کرد که هیچ روضه خوانی برای شمر و حرمله و یزید چنین پرونده ای را در هیچ منبری نمی توانست درست کند! خلبان با ترفند سیدحسین موسوی تبریزی اعدام شد و تا هنگامی که آب ها از آسیاب بیفتند خانم ………. با معشوقش سیدحسین موسوی تبریزی از زندگی لذت می برد! پس از چندی که آب ها از آسیاب افتادند خانم ………. با سیدحسین موسوی تبریزی ازدواج کرد و همسر دوم او شد و به یکی از خانه های او رفت اما راز نهفته از پرده برون افتاد و مانند بمبی در همه جا ترکید. ایة الله یوسف صانعی به دیدار روح الله خمینی رفت و ماجرا را گفت و روح الله خمینی نیز ناچار شد سیدحسین موسوی تبریزی را از همه مقام هائی که داشت برکنار کند!

    سیدحسین موسوی تبریزی چندی گوشه گیر شد و همه کارها را رها کرد تا با غنچه گل زیبائی که به دست آورده بود روزگار را به شادمانی بگذراند. سپس در انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ برای بار دوم وارد مجلس شد. چهار سال گذشت و هنگامی که سیدحسین موسوی تبریزی خواست در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای اسلامی شرکت کند شورای نگهبان صلاحیت او را رد کرد! سیدحسین موسوی تبریزی هنگامی که دید هواداران خامنه ای و اصولگرایان او را از خود می رانند به اصلاح طلبان پیوست و نخست عضو مجمع روحانیون مبارز ( آخوندهای مخالف خامنه ای ) شد و سپس رئیس خانه احزاب ( وابسته به اصلاح طلبان ) شد و سرانجام دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم شد.

    هنگامی که آخوند ضد رژیمی مانند محسن کدیور را دادگاه ویژه روحانیت به اتهام توهین به مقام عظمای ولایت محاکمه می کرد وکیل مدافع او شد! از هواداران سیدمحمد خاتمی و دوم خردادی ها شد! ستایشگر ایة الله منتظری شد! در رویدادهای سال ۱۳۸۸ از هواداران جنبش سبز و میرحسین موسوی شد! از هواداران دو آتشه آزادی بیان، آزادی قلم، حقوق مردم، حقوق بشر، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده، آزادی رسانه ها، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون، حقوق زندانیان سیاسی، انتخابات آزاد، عدالت اجتماعی و مردمسالاری شد! و سخنرانی های پر آب و تاب و مصاحبه های پر جوش و خروشی در این زمینه ها ایراد کرد! و کوتاه سخن آن که همان سیدحسین موسوی تبریزی که در پنج دقیقه حکم اعدام می داد هم اکنون چنان آزادیخواه و دموکرات شده است که ولتر و ژان ژاک روسو نیز به گرد پای او نمی رسند! هم اکنون حضرت ایة الله العظمی الحاج شیخ سیدحسین موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم خود را برای مرجع تقلید شدن آماده می کند! البته همه جا پر از خرسوارانی مانند سیدحسین موسوی تبریزی است اما من و تو چرا باید خر شویم؟ چنان که سراینده ای سروده است:

    فقیه شهر این بگفت به گوش حمارش
    که هر که خر شود البته می شوند سوارش

    • سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب در سیاهترین روزهای رژیم – ایرج مصداقی

      سید حسین موسوی تبریزی دادستان کل انقلاب در سیاهترین روزهای رژیم – ایرج مصداقی

      ………. موسوی تبریزی مستقیماً دست در خون و شکنجه‌ زندانیان بسیاری داشته و از معتمدان ویژه خمینی بود. این اعتماد تا آنجا بود که وی تا پیش از انتقال به تهران و گرفتن پست دادستانی کل انقلاب، در جماران و در بیت خمینی زندگی می کرد. سابقه‌ وی در جنایت و کشتار را تنها با لاجوردی می توان مقایسه نمود. موسوی تبریزی پیش از تصدی پست دادستانی کل انقلاب نیز پرونده های حساس از نظر رژیم را دنبال می کرد. او در حالی که حاکم شرع تبریز بود برای پرده پوشی بر جنایت سینما رکس آبادان توسط عوامل ارتجاع مذهبی که آن را به گردن شاه و ساواک گذاشته بودند به آبادان اعزام شد تا با اعدام مجریان و از بین بردن اسناد گویای آن از افشای ابعاد واقعی این جنایت بزرگ پیشگیری کند. او پس از موفقیت در اجرای این پروژه‌ و پس از سرکوب حزب خلق مسلمان در آذربایجان حاکم شرع دادگاه محمدرضا سعادتی از اعضای عالیرتبه سازمان مجاهدین خلق ایران شد……….

      ………. ذکری از جنایات وحشیانه انجام گرفته در زندان تبریز نمی کند که مسئولیت اداره‌ مستقیم آن با خود او و اعوان و انصارش بود. سید حسین موسوی تبریزی ضمن آن که حاکم شرع بود خود مستقیماً کابل به دست گرفته و به شکنجه زندانیان می پرداخت. او کسی است که وحشیانه ترین شکنجه ها را شخصاً انجام داده و وحشیانه ترین شکل اعدام ها در حضور او و به دستور او انجام گرفته است. یک نمونه آن دستور شلیک رگبار گلوله به گلوی اکبر چوپانی است که منجر به قطع سر وی شد……….

      ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ

      همه این نوشتار را در لینک زیر بخوانید:

      http://www.irajmesdaghi.com/page1.php?id=116

    • از ثابتی تا سید حسین موسوی تبریزی- سهراب مبشری

      از ثابتی تا سید حسین موسوی تبریزی- سهراب مبشری

      ………. شمار کسانی که در دوره مسئولیت موسوی تبریزی به تقاضای دادستانی های انقلاب محکوم به اعدام شدند و حکم در مورد آنها اجرا شد سر به هزاران می زند. هنگامی که موسوی تبریزی همه کاره دادستانی کل انقلاب (و تا مدتی مافوق اسدالله لاجوردی دادستان وقت دادگاه انقلاب تهران) بود وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هنوز تأسیس نشده بود. دستگاه تحت مسئولیت موسوی تبریزی و امثال لاجوردی در اغلب موارد حاکم بر جان ده ها هزار زندانی از بدو دستگیری تا همه مراحل بازجویی و شکنجه و زندان و اعدام بود. در سال های سیاه ۱٣۶۰ تا ۱٣۶۲، سال های مسئولیت موسوی تبریزی، هزاران انسان را گزمه های رژیم یکراست از محل دستگیری به شکنجه گاه هایی می بردند که دستگاه تحت مسئولیت موسوی تبریزی در آن به «تکمیل پرونده» مشغول بود……….

      ………. اگر به آمار کسانی که دستگاه تحت مسئولیت موسوی تبریزی در پاییز ۱٣۶۰ به جوخه های اعدام سپرد مراجعه شود شمار زیاد اعدامی هایی که به سن قانونی نرسیده بودند جلب توجه می کند. همه این فجایع همراه با تجاوز زندانبانان به دختران نوجوان زندانی، کشتن بسیاری از زندانیان زیر شکنجه، نگهداری ده ها زندانی در سلول هایی که حتی برای یک نفر هم خفگی آور است، همه و همه شاهکاری های دادستانی های انقلاب در سال های ۱٣۶۰ تا ۱٣۶۲ است، یعنی سال هایی که در رأس این دادستانی کسی نبود جز سید حسین موسوی تبریزی……….

      ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ

      همه این نوشتار را در لینک زیر بخوانید:

      http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44286

    • گزارشی درباره اعدام ۵٩ شهروند مهابادی در تبریز

      گزارشی درباره اعدام ۵٩ شهروند مهابادی در تبریز

      ………. این ۵٩ نفر در دادگاه انقلاب شهر تبریز محاکمه شده و به اعدام محکوم شدند اما امروز که بیست و هفت سال از آن جنایت وحشتناک می گذرد هنوز از چند و چون آن جنایت آگاهی فراوانی در دست نیست. برای مردم هنوز مسببان این جنایت وحشتناک شناخته شده نیستند و حتی اختلافات درونی افراد و گروه های وابسته به حاکمیت باعث آن نشده که ابعاد این جنایت به درستی افشا شود………..

      ………. ۵٩ نفر از بازداشت شدگان به شهر تبریز انتقال داده می شوند. در تبریز در یک دادگاه چند دقیقه ای همه آنها به اعدام محکوم شده و تیرباران می شوند. دادگاه انقلاب تبریز هماهنگی لازم را با (( حسین موسوی تبریزی )) دادستان کل انقلاب کشور انجام داده بود. خبر این اعدام ها ١٢ خرداد با نقشه قبلی اعلام می شود. هدف از اعلام این خبر ایجاد جو رعب و وحشت در مهاباد بود. خانواده های این قربانیان هرگز نتوانستند محل دفن فرزندان و وابستگان خود را ببینند……….

      http://rojpress.wordpress.com/2011/06/02/execution-of-59-mahabads-citizen/

  15. فرمان روح الله خمینی برای کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷

    فرمان روح الله خمینی برای کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷

    بسم الله الرحمن الرحيم

    از آنجا كه منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‎گويند از روی حيله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پيدا كرده اند و با توجه به محارب بودن آنها و جنگ های كلاسيك آنها در شمال و غرب و جنوب كشور با همكاری های حزب بعث عراق و نيز جاسوسی آنان برای صدام عليه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استكبار جهانی و ضربات ناجوانمردانۀ آنان از ابتدای تشكيل نظام جمهوری اسلامی تاكنون، كسانی كه در زندان های سراسر كشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری كرده و می‎كنند محارب و محكوم به اعدام می‎باشند و تشخيص موضوع نيز در تهران با رأی اكثريت آقايان حجة الاسلام نيری دامت افاضاته و جناب آقای اشراقی و نماينده ای از وزارت اطلاعات می باشد اگر چه احتياط در اجماع است و همين طور در زندان های مراكز استان كشور رأی اكثريت آقايان قاضی شرع، دادستان انقلاب و يا داديار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد. رحم بر محاربين ساده انديشی است. قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديد ناپذير نظام اسلامی است. اميدوارم با خشم و كينۀ انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد. آقايانی كه تشخيص موضوع به عهدۀ آنان است وسوسه و شك و ترديد نكنند و سعی كنند «اشداء علی الكفار» باشند. ترديد در مسائل قضائی اسلام انقلابی ناديده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا می باشد. والسلام
    روح الله الموسوی الخمينی

    نامه سید احمد خمینی به روح الله خمینی در باره فرمان وی و پاسخ روح الله خمینی

    بسمه تعالی

    پدر بزرگوار، حضرت امام مدظله العالی، پس از عرض سلام، حضرت ایة الله موسوی اردبیلی در مورد حکم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشتند که تلفنی در سه سؤال مطرح کردند:

    1- آیا این حکم مربوط است به آنهائی که در زندان ها بوده اند و محاکمه شده اند و به اعدام محکوم گشته اند ولی تغییر موضع نداده اند و هنوز هم حکم در مورد آنها اجرا نشده است یا آنهائی که حتی محاکمه هم نشده اند محکوم به اعدامند؟

    2- آیا منافقینی که قبلا محکوم به زندان محدودی شده اند، مقداری از زندانشان را هم کشیده اند ولی بر سر موضع نفاق می باشند محکوم به اعدام می باشند؟

    3- در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده های منافقینی که در شهرستان هائی که خود استقلال قضائی دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود می توانند مستقلا عمل کنند؟

    فرزند شما احمد

    بسمه تعالی

    در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.

    روح الله الموسوی الخمینی

    • آخوند خونخوار حسینعلی نیری سردمدار کشتار تابستان ۱۳۶۷ – عکس یک

      آخوند خونخوار حسینعلی نیری سردمدار کشتار تابستان ۱۳۶۷ – عکس یک

  16. آخوند خونخوار حسینعلی نیری سردمدار کشتار تابستان ۱۳۶۷ – عکس دو

    آخوند خونخوار حسینعلی نیری سردمدار کشتار تابستان ۱۳۶۷ – عکس دو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: