بایگانی ماهانه: ژوئیه 2011

اعتراف مزدور بسیجی به کشتن یکی از آزادی خواهان در 25 بهمن در پیامی برای شکار بسیجی+آی پی و ایمیل وی

لطفا در شناسایی سریع این قاتل ما را یاری برسانید.

 

آقایان و لیدی

 

یکی‌ از این خشگلتنو تو ۲۵ بهمن تو خیابون کارون من کشتم

 

خودمم اعتراف می‌کنم تازه فیلم هلاک شدنشم دارم

 

هر کی‌ می‌خواد منو بکشه بگه

************************************************************

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

روشهای مزدوران جمهوری اسلامی برای اختلاف میان آزادی خواهان

معرفی سربازان گمنام امام زمان در دو جوخه ی سایبری حمزه و میثم:

1- نام: حسن – نام اینترنتی: ندارد – تخصص: رصد سایت های اینترنتی و جمع آوری و سرهم‌بندی نوشته ها برای درج در روزنامه ی کیهان

2- نام: احمد – نام اینترنتی: مهسا – تخصص: ای میل نویسی با پوشش زن زیبا برای فریب نویسندگان

3- نام: غلام – نام اینترنتی: پیرون – تخصص: تخریب نویسنده ها از طریق ایجاد شک و دودلی در خوانندگان

4- نام: اسماعیل – نام اینترنتی: هوشنگ – تخصص: گذاشتن لینک های انحرافی در سایت های اشتراک لینک

5- نام: قاسم – نام اینترنتی: گوزل – تخصص: نوشتن مطالب پان تورکی و پان عربی و ضد فارس ی برای به‌ جانِ ‌هم ‌انداختنِ مخالفان

6- نام: مسعود – نام اینترنتی: یا حسین میرحسین – تخصص: نوشتن مطالب تند در حمایت از سبزها و فحاشی به غیر سبزها به نحوی که خواننده از هر چه سبز است احساس نفرت کند

7- نام: چنگیز – نام اینترنتی: ذوالفقار – تخصص: تهدید به زدن و کشتن مخالفان

8- نام: یاسر – نام اینترنتی: دکتر ادیب – تخصص: نوشتن کامنت های تحقیرآمیز و دادن رای منفی به نوشته ها برای تضعیف روحیه نویسندگان

9- نام: قربانعلی – نام اینترنتی: بسته به نوع کامنت: کورش شاهِ شاهان، سکولار جمهوری خواه، …  – تخصص: کامنت گذاری به نام اپوزیسیون خارج از کشور به قصد ایجاد تنفر از آن ها

نمونه هایی از عمل‌کرد سربازان گمنام سایبری:

1- گزارش تهیه شده توسط حسن برای کیهان شریعتمداری به تاریخ 27 تیر 1390:

«شبكه صهیونیستی بالاترین معتقد است اصلاح طلبان در جبهه اپوزیسیون مشغول ژانگولربازی وبسایت یكی به میخ و یكی به نعل هستند. یكی از كاربران بالاترین در ارزیابی مواضع متناقض و غیرقابل اعتماد اصلاح طلبان نوشت: این ژانگولری كه این روزها به راه افتاده كه اصلاح طلبان یكی به میخ و یكی به نعل می زنند چه معنی می دهد؟ یكی می گوید من از اصلاح طلبی تبری می جویم، یكی می گوید من اصلاح طلبم و در چارچوب قانون اساسی فعالیت می كنم. اما با این حال باید پرسید چگونه است كه جمهوری اسلامی غالبا یك قدم از اپوزیسیون مخالف در عرصه میدان جلوتر است؟ آیا این به معنی مصالحه های پشت پرده نیست كه در میان به گونه ای دیگر به نمایش گذاشته می شود؟ ایرادهای تاكتیكی جنبش سبز چیست كه رو به انتزاع می رود؟ این شبكه وابسته به معاندین در مطلب دیگری تصریح كرد: جنبش سبز دچار ریزش بدون رویش شده و به نحوی كه می توان گفت اكثریت آنها ریزش كرده اند. علت را باید در عدم همراهی سران با بدنه جنبش، دلسردی گسترده، فراخوان های غلط به خیابان كه باعث سرخوردگی بیشتر شده دانست. كار جنبش خندان حالا به ذكر مصیبت رسیده است. خبرهای غمناك در فیس بوك و تویتر بیشتر از خبر طنزآمیز لایك می شود. بالاترین در مطلب سوم تصریح كرده است: آقا یكی ما را حالی كند. ما این راه سبز امید را نمی شناسیم. نكند باز رژیم ترفندی زده و در میان ما نفوذ كرده است؟ كاربر چهارم بالاترین تصریح می كند: می گویند در قبیله ای برای گرفتن یك مهمانی همه مشغول كار می شوند تا آتش به پا كنند و برای همه آش بپزند. هر كسی به سهم خودش تلاش می كرده یكی هیزم می آورد، یكی آب می آورد، یكی مواد لازم برای آش رو جمع می كرد و یكی آشپزی می كرد. تو این وسط یكی هم بود كه نشسته بود و نه تنها كمكی نمی كرد بلكه به بقیه هم می خندید و مسخره می كرد. آش كه داشت آماده می شد ناگهان دیدند سرو كله این دلقك پیدا شد. چون می دونست كه كمك نكرده و سهمی از آش نمی بره دو تا دونه پشگل بز از روی زمین برداشت و انداخت تو آش و گفت « ما هستیم»!! فلسفه بوجود اومدن به اصطلاح جنبش«ما هستیم» همین پشگل اندازی است. همه می دونند «شما پشگل انداز هستید».»

2- ای میل مهسا به یک نویسنده: من شما را خیلی دوست دارم. راست اش را بگویم عاشق شما شده ام. کاش می شد شما را ببینم. با هم قراری می گذاشتیم و من از نزدیک نویسنده ی محبوب ام را که بزرگ ترین نویسنده ی قرن است می دیدم. من حاضرم برای شما هر کاری بکنم. دوستام به من می گن مهسا تو با این زیبایی و قد و هیکل ات چرا دوست پسر نمی گیری. من می گم یا شما یا هیچ کس دیگر. من حتی از شما نوشتن یاد گرفتم و اگر بخواهید نوشته هایم را برای تان می فرستم که در سایت تان منتشر کنید. کاش می شد شما را ببینم. آه. چه شب هایی را با هم می گذروندیم. حالا که نمیشه. ولی می خوام بگم این یارو نویسنده هه را خیلی مراقب اش باشید. همچین دلم شور می زنه می گم نکنه خدای نکرده… نه. حتما چیزی نیست و دلشوره ی من بیخوده. قربونت برم. می میرم برات. آی لاو یو. 3> 3> 3>

3- کامنت پیرون: میگم‌آ، این یارو نویسنده هه که امروز می گه سبزم، همیشه با آخوندا دست اش تو یک کاسه بوده. من خودم از طریق یک منبع موثق شنیدم یک زمانی توی اوین کار می کرده و تیر خلاص می زده. می گم نکنه یارو مامور باشه و می خواد با این حرف ها ما را گول بزنه که حکومت سر جاش بمونه؟ خیلی مشکوک می زنه. من هیچ وقت بهش اطمینان نکردم. اصلا این بابا چطوری از فرودگاه پا شد اومد خارج؟ مگه ماموران وزارت اطلاعات کور بودند که این بتونه به این راحتی از دست شون در بره؟ نه! حتما کاسه ای زیر نیم کاسه هست…

4- لینک هوشنگ: بچه ها اینم یک لینک با حال برای اینکه حال و هواتون عوض بشه. همه اش که نمیشه رفت راهپیمایی. یه کم هم حال و حول لازمه. حالا فردا تندروها نیان بگن «هوشی» وسط کشت و کشتار لینک های این جوری می ذاره. به خدا قصد بدی ندارم. ضمنا امی واین‌هاوس هم مُرد. خدا رحمت اش کنه…

5- کامنت گوزل: اصلا تمام آتیش ها از گور این فارس های راسیست بلند میشه. این ها نمی ذارن که ما به زبان تورکی و عربی حرف بزنیم که خودشون فارسی حرف بزنند. زنده باد الهام علی یف. زنده باد جنبش الاحواز.

6- کامنت یاحسین میرحسین: شما دروغگوهای پست فطرت عوضی هیچ کدوم‌تون سبز نیستید. سبز فقط ما هستیم. شما کجا رفتید به مهندس موسوی یا شیخ مهدی رای دادید؟ شما ها نبودید که پیش از انتخابات می گفتید باید انتخابات را تحریم کرد؟ شما ها نبودید که می گفتید مهندس موسوی عزیز ما دست اش به خون جوانان در دهه ی شصت آغشته است و باید او را محاکمه کرد؟ حالا چطور شده که هِی مهندس مهندس می کنید. هِی رای من کو رای من کو می کنید. شما کجا رای دادید که حالا رای تان را می خواهید پس بگیرید؟ سبز فقط ماها هستیم. شما ها هم اگر راست می گید برید برای خودتون جنبش درست کنید.

7-  ای میل ذوالفقار به یک نویسنده: هوی یاروئه. فکر کردی تو کنج تاریکی نشستی ما نمی دونیم تو کی هستی؟ بدبخت شناسایی شدی. خودت و زن و بچه ات زیر نظر ما هستید. سرنوشت مختاری و پوینده در انتظارته. بی شرف پدر سگ حرومزاده…

8- کامنت دکتر ادیب: نویسنده ی عزیز. من نوشته های شما را خیلی دوست دارم ولی فکر نمی کنید اگر یک کم بروید و استراحت بکنید و چیزی ننویسید، نوشته های تان بهتر می شود؟ متوجه نشده اید که تازگی ها چقدر احمقانه می نویسید؟ آخر این ها را که شما می گویید همه ی ما می دانیم. هر بچه مدرسه ای می تواند مثل شما بنویسد. دوستدار همیشگی شما. کاوه

9- کامنت کورش شاهِ شاهان: مگر اعلی حضرت چه کرد؟ یک مشت جانی بی پدر و مادر مارکسیست روسی مرتجع سرخ و سیاه را گرفت تا مانع از برآغالیدن آن ها بشود و مملکت به این روز نیفتد. خوب کرد. باید بیشتر هم می کرد. سروران! اگر اعلی حضرت رضاشاه دوم به ما  پروانه بدهند، همین فردا با سربازانِ جان برکفِ آرتشِ شاهنشاهی، ایران را فتح می کنیم و پروانه نمی دیم موسوی‌چی‌ها با مطرح کردن جنبش سبز و ایجاد همبستگی میان نیروهای مخالف بخواهند سرِ ما را گرم کنند و در میان سلطنت طلبان راستین چَخِش ایجاد شود. ولی به گمان ام اعلی حضرت رضاشاه دوم هم گول این ها را خورده اند و دستبند سبز به خودشان می بندند که ایدون مباد. زنده باد کورش، زنده باد داریوش، مرگ بر مهندس موسوی.

منبع

*****************************************************************

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شناسایی شد : اکبر غفاری سگ هار رژیم در تبریز و آذربایجان

كل مزدوران شهر تبريز

كل مزدوران آذربايجان شرقي

كل مزدوران ايران

*********************************

شناسایی شده توسط سپاه بابک خرم دین تیپ 2 از سپاهیان تحت امر گروه 

اکبر غفاری یکی از هارترین و سنگدلترین بازجویان و شکنجه گران دانه درشت رژیم در تبریز و آذربایجان است. این سگ هار نخست در دادسرا و دادگاه انقلاب اسلامی تبریز و زمانی که آخوند خونخوار سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی در تبریز همه کاره بود کار می کرد. در جریان خلق مسلمان در تبریز دستگیر شدگان را با مشت و لگد و سیلی و تازیانه به قصد کشت کتک می زد. سپس به بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران پیوست و پس از اعلام جنگ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق در تاریخ سی خرداد شصت از دستگیر شدگان سازمان های ضد رژیم با سختترین شکنجه ها بازجوئی می کرد. گاهی زندانیانی را که همواره به آنها چشمبند می زد تا چهره اش را نشناسند روی تخت می خواباند و به کف پاهای آنها تازیانه می زد و بازجوئی می کرد، گاهی با روش جوجه کباب به کف پای زندانیان ضد رژیم تازیانه می زد و بازجوئی می کرد، گاهی دو دست زندانی را با روش دستبند قپانی می بست و میان دستبند و پشت زندانی جک روغنی می گذاشت و با فشار جک روغنی و در حالی که دنده های زندانی در حال شکستن بود بازجوئی می کرد، گاهی زندانی را از دستانش و از سقف آویزان می کرد و در حالی که تازیانه می زد بازجوئی می کرد، در همه حال چشم زندانی با چشمبند بسته می شد تا چهره اکبر غفاری شناخته نشود و اکبر غفاری با عربده کشی و فریاد از زندانی بازجوئی می کرد. پس از برپائی وزارت اطلاعات در سال 1362 اکبر غفاری به دژخیمان تازه کار رژیم در تبریز و گاهی در شهرهای دیگر چگونگی بازجوئی و شکنجه را آموزش می داد، به این ترتیب که کارآموزان! و هنرجویان! در یک ردیف صندلی می نشستند و در حالی که چای می نوشیدند و تخم آفتابگردان می شکستند و اکبر غفاری هم از زندانیان بازجوئی می کرد هنر بازجوئی و شکنجه را از جناب استاد! یاد می گرفتند و گاهی یادداشت برداری هم می کردند تا هنگام امتحان پس دادن! به دردشان بخورد. با کارهای اکبر غفاری و دارودسته اش هزاران تن از دشمنان رژیم در تبریز و آذربایجان تیرباران و اعدام و زندانی شدند یا دچار نقص عضو و از کارافتادگی شدند و یا بلاهای دیگری بر سرشان آمد. اکبر غفاری در ماجرای تقلب انتخاباتی سال 1375 در تبریز هم که برای مصالح نظام! حق چند کاندید پایمال شد تا آخوند منفور و فاسد و جنایتکار عبدالحمید باقری بنابی به مجلس برود هر چه از دستش برمی آمد انجام داد. پس از این همه خدمات بی نظیر! اکبر غفاری در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به پست معاونت سیاسی – امنیتی استانداری آذربایجان شرقی برگزیده شد. سپس با یاری امام جمعه تبریز آخوند محسن مجتهد شبستری یکی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس در تبریز به نام اکبر اعلمی را که موی دماغ امام جمعه و اطرافیانش شده بود به بهانه توهین به مقدسات در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت کرد. در ماجرای کودتای انتخاباتی سال 88 نیز اکبر غفاری در تبریز همه کاره بود و حتی چند تن از مقامات رژیم مانند اروجعلی محمدی و غفار فرزدی دو تن از فرمانداران پیشین تبریز را روانه زندان اوین کرد. اکبر غفاری می کوشید تا مصاحبه نکند تا کسانی که هنگام بازجوئی از آنها چشمبند داشتند با شنیدن صدایش او را نشناسند و گاهی نیز که ناچار از مصاحبه می شد تودماغی و یا با صدای آهسته سخن می گفت تا شناخته نشود. سپس اکبر غفاری به ریاست سازمان بازرسی کل کشور در استان آذربایجان شرقی گمارده شد.

*********************************************

 

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مزدور شهاب الدین واجدی عکاس کتک خورده مسلمان

كل مزدوران شهر تهران

كل مزدوران استان تهران

كل مزدوران ايران

*******************************************

شناسایی شده توسط سپاه جهان پهلوان تختی از سپاهیان تحت امر گروه 

نام :شهاب الدین

نام خانوادگی : واجدی

شغل: عکس گرفتن برای سپاه و وزارت اطلاعات

وبسایت :http://akkasemosalman.ir/

 

 

پیامی که این مزدور روی اینترنت منتشر کرد.


پنداشتی با گرفتن عکس آزادی خواهان در تظاهرات و دادن آنها به وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران مردم تو را فراموش میکنند.این سرنوشت مختوم همه شما مزدوران رژیم است.

**********************************************************

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شناسایی شد : چهار مزدور سپاهی ساندیس خور در شیراز

—————————————————-

معرفی جنایتکاران

1- حسین قاسمی – فرماندار شیراز
2- سرهنگ پاسدار حمید رضا گرامی – فرمانده سپاه شیراز(سپاه مقاومت بقیه الله شیراز)
3- علی شیرازی – هماهنگ کننده عملیات سپاه شیراز
4- محمد شاملو – معاونت عملیاتی سپاه شیراز و فرمانده نیروهای سرکوبگر سپاه در اعتراضات بعد از انتخاباتاین عکس در تاریخ 1 اسفند 89 در مقر فرماندهی مقاومت بقیه الله شیراز و بعد از سرکوب گرفته شده. نکته جالبش ساندیس خوری حتی در رده فرماندهی هست. من نمی دونم این بچه های 14 و 15 ساله چه گناهی دارن که بازیچه دست اونا شدن. یکی از دوستانم دردوران دبیرستان جزء همین به قول معروف لباس شخصی ها بود که همون شبش برگشت. چون من روزنامه نگار بودم این 2 تا عکسو فرستاد. شایدم بازم بفرسته. ولی مهم اینه که الان دیگه جزء ماست.

—————————————-

شناسایی شد : سید معین انجوی نژاد مزدور شهر شیراز

سیدمعین انجوی نژاد


شناسایی شد : مزدور شهر شیراز محمد امیری


محمد امیری

شناسایی شد : مزدور شهر شیراز صالح پوریزدان پرست

___________________________

شناسایی شد : مزدور شهر شیراز صالح پوریزدان پرست

شناسایی شد : مزدور شهر شیراز علی جعفری

شناسایی شد : مزدور شهر شیراز علی جعفری

 

شناسایی مزدوران جمهوری اسلامی در نروژ :میهمانی سفارت

همه مزدوران نروژ

همه مزدوران اروپا

همه مزدوران ایران

*******************************************************************

شناسایی شده توسط گروه برون مرزی آرتمیس و سپاهی تحت امر گروه شکار بسیجی در نروژ اصغر -اسلو

این میهمانی مربوط به تاریخ 15 جولای 2011 توسط سفارت رژیم  برگزار شده است.

 

 

 

 

نام و نام خانوادگی  : محمد مهدی تادایون یا تدین
آدرس :Øgardslia 9, 2005 Rælingen )oslo norway )
تلفن :90690712 0047
شغل در سفارت : مدیرت مسجد سفارت در اسلو (مسجد علی‌ )

منبع تلفن و آدرس 

 

 

نام و نام خانوادگی  : هدایتی
آدرس :
تلفن :
شغل در سفارت : رابط مسجد امام علی‌ با سفارت
توضیح : لازم به ذکر هست فرد مزدور افغانی هست.

نام و نام خانوادگی  : آخوند موسوی( شمشیر دو سر)
آدرس : Tvetenveien 152, 0671 Oslo
تلفن : 004740609986
شغل در سفارت : امام جماعت سفارت در اسلو( مسجد امام علی‌ )
توضیح : لازم به ذکر هست حج آقا یک گافی داده که در اثر وقت پخش خواهد شد

**************************************************************

جالب اینجاست وقتی در فیلم به مزدوران میگویند شما دارید به خون ندا و سهراب خیانت میکنید برمیگردند یا برای  آزادی خواهان نروژ شکلک در میاورند یا به آنها میخندند. سپاهیان تحت امر در ایران و همه ایرانیان آزاده خانواده این مزدوران و نامهای آنها را شناسایی کرده و برای ما ارسال کنید.

*********************************************************************

عضويت در خبرنامه سايت شكار بسيجي و دريافت اخبار بدون فيلتر در ايميل خود

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed