سه پرسش گروه شکار بسیجی از دکتر مرادخانی(خواهر زاده خامنه ای) راجع به خروج مجاهدین از لیست تروریستی

 همه بخش گروههای سیاسی 

همه بخش مجاهدین خلق

همه بخش مزدوران ایران

***********************************************************

گروه شکار بسیجی با فرستادن سوالاتی برای دکتر محمود مرادخانی (خواهر زاده خامنه ای) از ایشان به عنوان یک فعال قدیم و روشنفکر سیاسی نظر خود را راجع به خروج مجاهدین از لیست تروریستی بیان کنند. ایشان در پاسخ به سه سوال گروه شکار چنین پاسخ دادند

****************************************************

 پرسش : آيا با خروج سازمان مجاهدين خلق از ليست سازمانهای تروريستی آمريکا و اروپا موافق هستيد ؟ دلايل شما برای قبول و يا رد اين خروج چيست ؟

پاسخ : با درود و سـپاس . بدون مقدمه بـگويم که بسـيار مـوافقم که جامعه بين المللی نام سـازمان مجاهدين خـلق را از اين ليسـت خارج کند . مخصوصا که خود اين سازمان اين درخواست را نموده اسـت . همچنانکه بسـياری ديگر در جامعه ايرانی اين موضوع را تشريح کرده اند ، چرا نباید پـذیرفت که مجاهدین دیگر نمی‌خواهند تروریسـت باشـند ؟ البته واژه تروريست مفهومی نسـبی و مقطعی دارد و از اين واژه همواره به عنوان ابزاری سياسی اسـتفاده شده اسـت . ليسـت کذايی اروپا و آمريکا هم در مقطعی مخصوص  بوجود آمد و قابل تجديد نظر و تغيير اسـت .

به بـاور من مخالفت ما ايرانيان با سازمان مجاهدين خلق ، بدون توجه و بر خلاف نگاه جامعه بين الملل ، به خاطر تروريست بودن و يا نبودن اين سازمان نيسـت . همانطور که گفتم واژه تروريسـت می تواند به گـونه های مـختلف تعبير و توجيه بشود . اين سازمان متاسـفانه از نظر ساختار عقيدتی ـ تشـکيلاتی اشکال داشته و دارد ، در عمل به اصل جدايی دين از حکومت که يکی از اصول پايه ای مردم سالاری است اعتقاد ندارد و اشتباهات سياسی بزرگی را مرتکب شده است . در اينجا فرصت نقد کامل اين سازمان نيست ولی اين نکات را تنها به اشاره بيان نمودم .

پرسش : آيا اين خروج از ليست به اتحاد و همبستگی ايرانيان کمک می کند ؟

 پاسخ : بديهی اسـت که اگر سازمان مجاهدين خلق بتواند در فرصت بدست آمده با تجديد نظرهای لازم ، خود را به ديگر اعضای جامعه ايرانی و يا به بيانی ديگر و به تعبير خودشان به خلق ايران نزديک کنـد ، راه پر فراز و نـشيب اتحاد و همبسـتگی هموارتر خواهد شـد .

نيروهای سياسی جامعه اپوزيسيون بدرستی می دانند که تنها اتحاد در عمل است که پيروزی را ممکن می نمايد . در اين جهت بايد همواره کوشـيد و هيچ دسـتی را پس نـزد . واهـمه ای هم برای فردای ايران نبايد باشـد . خوشـبختانه در جامعه ايرانی ديگر رهبری به مانند خمينی نيسـت و حتی مجاهدين خلق هم که در ابتدا موجب وحشـت ايرانيان شـده بوده اند ، امروز نيروی چندانی نيســتند و ناچارند مطيع خواسـت نسل جوان ايرانی باشــند . نسلی که از نظر عقيدتی فرسنگها با آنها فاصله دارد و الگوهای کهنه را برای فردای خود نمی خواهد . فردای ايران در دسـت اين نسل خواهـد بـود و نه آنهايی که از اعمـاق تاريخ دسـت و پايی نشـان می دهـند . رهبريـت فردای ايران بدست مبارزان در صحنه ، مبارزان در بند رژيـم و آنهايی که در روزهای قيام عمومی در صحنه هسـتند ، می باشـد . نيروهای سياسی خارج از کشور تنها بلندگوی مبارزان داخل و زمينـه ساز قيـام عـمومی می تـوانند باشـند .

پرسش : اگر سازمان مجاهدين خلق از اين ليست خارج شود ، بيشترين زيان به چه گروهی وارد می شود ؟ مردم ايران و يا جمهوری اسلامی ؟

پاسخ : به يـقين روز عزايی برای جمهوری اسـلامی خواهد بود . اين جمهوری اسلامی بود و هسـت که همــواره مخالفان خود را تروريست می خواند . خود سياست وحشـت و خشـونت را برپا کـرده ولی هر دگر انديـشی را تروريسـت می خواند . همانطور که اشاره کردم تروريسـم ، مفهومی نسـبی دارد که هر کـسی می تواند از آن به نفع خود اسـتفاده کند . دولت آمـريکا نيز به عنوان ابزاری سـياسی اين ليسـت را بوجود آورد و البته الآن بعد از کشـته شـدن بن لادن و قيامهای مردمی در خاورميانه اگر دقت کنيد تنها جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترين دولت و حکومت حامی تروريسم مانده و شناخته شده اسـت . در مورد ديگر اعضای اين ليسـت کمتر صحبت به ميان می آيد .

مايلم با اين نکته به پايان برسـانم که در یک تـرازو نـهادن قـربانی و قـاتل نيــز خود يک جنايت اسـت . فراموش نکنيم که ما هنوز در مرحله مبـارزه با جمهوری اسلامی هـستيم ، جمهوری اسلامی ای که از بدو تولـدش به جز زيان بـرای ايران و ايرانی ارمغانی ديگر نداشته اسـت . تشکيلات سياسی سازمان مجاهدين خلق هر چه باشـد ، بسياری از هم ميهنان ايثارگر ما در راه مبارزه با اين رژيم و همگام با اين سازمان قربانی شدند . يادشان و راهشان را گرامی بداريـم .

شاد باشيد

محمود مرادخانی

چهارم شهريور ماه 1390

عضويت در خبرنامه سايت شكار بسيجي و دريافت اخبار بدون فيلتر در ايميل خود

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

دربارهٔ شير شجاع

آهاي تويي كه مردم رو با گلوله و باطوم ميزني ، يا خبر چيني ميكني براي اطلاعات يا تو سايتها ضد مردم ايران فعاليت ميكني .بدان و آگاه باش كه شير شجاع در كمينت نشسته تا شكارت كنه

Posted on 2011/08/26, in بسيجي ها فضاي حقيقي. Bookmark the permalink. 8 دیدگاه.

  1. man mashrute parlemani ra ba shahzde reza pahlawi khahanam,amm gorohaye mokhtalefe siyasi ro baraye abadiye iran dar kenar hamdige zaruri mibinam

    iran=hameye ahzab+hameye aghvam

  2. شرح عذاب اشرف عادل زاده و کسانی مانند او ( شادی صدر )

    شرح عذاب اشرف عادل زاده و کسانی مانند او ( شادی صدر )

    به عنوان یک وکیل حقوق بشر که از ده‌ها زنی که ناعادلانه به مرگ با سنگسار یا روش‌های دیگر اعدام در ایران محکوم شدند دفاع کرده‌ام، به شنیدن اخبار ناگوار عادت دارم. با این حال هنوز برخی داستان‌ها برای من تکان دهنده است. شرح عذاب اشرف عادل ‌زاده یکی از این داستان هاست. من در طول تحقیقم در مورد پروژه « عدالت برای ایران» که درباره تجاوز و شکنجه‌های رایج زنان زندانی در ایران است از پرونده اشرف باخبر شدم.
    مقامات ایران اشرف را در سال ۱۳۶۰ زمانی که تنها بیست سال داشت در شهر تبریز دستگیر کردند. اتهام او توزیع اعلامیه‌های سازمان مجاهدین خلق بود؛ گروه اپوزیسیون دولت ایران که از سال ۱۹۹۷ در لیست سازمان‌های تروریستی دولت آمریکا قرار گرفته است. آنها او را به زندان تبریز بردند ( زندانی که به خاطر تجاوز به زندانیان سیاسی معروف است ) و او هفت سال در این زندان به سر برد. اشرف همچنین شش ماه در یک سلول یک در یک متر در دادگاه انقلاب تبریز سر کرد، جایی که شکنجه گرانش بار‌ها او را آزار دادند. یادآوری آن حوادث دردناک هنوز او را رنج می‌دهد. او هر روز برای درمان اضطراب خاطرات شکنجه‌اش چندین قرص مصرف می‌کند. اشرف سرانجام هشت سال قبل به همراه شوهر و پسرش از ایران فرار کرد. آنها به باکو در کشور آذربایجان پناهنده شدند و تلاش بی‌ثمری را برای یافتن یک خانه جدید در یک کشور امن آغاز کردند.
    با اینکه کمیساریای عالی سازمان ملل با درخواست پناهندگی اشرف موافقت کرد و او نیز شرایط پناهندگی کنوانسیون ژنو را داشت اما به خاطر وابستگی قبلیش به سازمان مجاهدین خلق هیچ کشوری حاضر نشد او را بپذیرد. در سال ۲۰۰۸ دولت آمریکا نیز با درخواست پناهندگی او به خاطر عضویتش در سازمان مجاهدین خلق مخالفت کرد. دولت‌های اروپایی نیز از آمریکا تبعیت کرده و درخواست پناهندگی او را رد کردند.
    متأسفانه اشرف و خانواده او تنها پناهجویانی نیستند که در تله سیاست‌های دولت‌های غربی در قبال سازمان مجاهدین خلق گرفتار شده‌اند. در همسایگی اشرف در باکو خانواده‌هایی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق زندگی می‌کنند که حدود ۱۸ سال است که در بلاتکلیفی به سر می‌برند. آنها حق کار ندارند، از بیمه سلامتی و خدمات اجتماعی برخوردار نیستند و خلاصه اینکه در یک کشورآسیای غربی از هیچ یک از حقوق شهروندی برخوردار نیستند. بچه‌های آنها که هیچ ارتباطی با سازمان مجاهدین خلق نداشته‌اند با اینکه در سن دبیرستان یا دانشگاه هستند اما هرگز به مدرسه نرفته‌اند.
    شرایط اعضای سابق مجاهدین خلق در ترکیه و کردستان عراق نیز به همین گونه است. تراژدی اینجاست که ممنوعیت دولت‌های غربی در مورد سازمان مجاهدین خلق تنها بر زندگی افراد عادی مثل اشرف تأثیر منفی داشته و شامل حال رهبری و اعضای رده بالای سازمان که آشکارا در عملیات تروریستی شرکت داشته‌اند نشده است. افراد رده بالای سازمان مجاهدین خلق امروز دور از برزخ پناهندگان در فرانسه و آمریکا زندگی راحتی دارند.
    اکنون فرصتی پیش آمده که همه این وضعیت تغییر کند، به زودی دولت آمریکا درباره حذف سازمان مجاهدین خلق از لیست سازمان‌های تروریستی خود تصمیم گیری خواهد کرد. پشتیبانی نیرومندی برای تغییر وضعیت سازمان مجاهدین خلق وجود دارد و در مقابل نیز گرایش قدرتمندی در مخالفت با این تغییر هست. نتیجه می‌تواند وضعیت را برای افرادی نظیر اشرف متفاوت سازد. زنی که هفت سال در زندان‌های ایران زجر کشید و هنوز تاوان ارتباط قبلیش را با گروهی که دهه‌ها قبل آن را‌‌ رها کرده می‌دهد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷ درایران اشرف و همسرش همراه با عده بسیاری از جوانان آرمانگرا و خوشبین ایرانی به امید ایجاد جامعه‌ای عادلانه به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمدند.
    بسیاری از این افراد پیش از آنکه فرصت داشته باشند که درباره ترک سازمانی که برای پیشبرد اهدافش به مبارزه مسلحانه روی آورده بود تصمیم بگیرند از سوی حکومت جمهوری اسلامی دستگیر شدند. با اینکه اشرف و همسرش سال‌ها قبل از سازمان مجاهدین خلق جدا شدند اما آنها تاوان وابستگی گذشته‌شان را پرداخت کردند و به همین دلیل از داشتن آینده در یک سرزمین جدید دور از اتاق تنگشان در باکو محروم شدند.
    اگر ادامه گنجاندن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان‌های تروریستی به معنای مسئول شناختن رهبری این سازمان برای همه کارهایی که در ۳۰ سال گذشته انجام داده است، من از صمیم قلب از این تصمیم دفاع می‌کنم اما نگرانی من این است که افراد رده بالای این سازمان به زندگیشان در غرب در مصونیت کامل ادامه دهند در حالی که افراد ساده‌ای مثل اشرف و خانواده‌اش همچنان رنج می‌کشند. در عین حال تصمیم گیری در مورد ادامه گنجاندن سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان‌های تروریستی می‌تواند به منزله چراغ سبزی باشد برای نوری المالکی نخست وزیر عراق که حدود ۳۰۰۰ تن از اعضای این سازمان را که هم اکنون در اردوگاه اشرف در عراق ساکنند به دولت ایران تحویل دهد، جایی که با وجود اطمینان دهی فریبکارانه جمهوری اسلامی ممکن است دستگیر شده و یا شکنجه و حتی اعدام شوند. یا این افراد ممکن است شدید‌تر از آنچه که در آوریل گذشته در کمپ اشرف اتفاق افتاد و بر اثر آن ۳۴ تن از اعضای مجاهدین خلق کشته شدند هدف شلیک گلوله‌ها واقع شوند.
    حقوق بشر محدود به یک چهارچوب زمانی یا مکانی خاص نیست و ما نمی‌توانیم با آن برخورد گزینشی داشته باشیم. ما همچنین نمی‌توانیم نقض حقوق بشر تنها در یک دوره از تاریخ یک ملت محکوم کنیم.
    اوباما از معترضان ایرانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ زندانی شدند دفاع کرد. وی نباید در مورد نقض حقوق بشر علیه اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که در دهه نخست حاکمیت ظالمانه رهبران جمهوری اسلامی زندانی شدند سکوت کند.
    همین طور خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا نمی‌تواند درباره اختصاص بودجه ۲۵ میلیون دلاری برای گسترش آزادی بیان در کشورهایی مثل ایران حرف بزند اما گرفتاری پناهندگان ایرانی مثل اشرف را که برای تمرین آن حق، مجازات شده‌اند نادیده بگیرد.
    زمان تصمیم گیری نزدیک است، مقامات دولت آمریکا و اعضای کنگره که در این مورد تصمیم می‌گیرند باید درباره انتخاب خود و تأثیر آن بر زندگی هزاران ایرانی مثل اشرف دقیقا فکر کنند. کسانی که به خاطر ارتباط‌های سیاسی گذشته خود برچسب خوردند اما دیگر از آن گروه‌ها حمایت نمی‌کنند.

    http://www.mardomak.org/story/63656

  3. واقعاً نام آنجا را باید اردوگاه مرگ نامید!

    به آقای احمد شهيد گزارشگر ويژۀ سازمان ملل در مورد ايران

    به نام خدا، اينجانب مريم اکبری منفرد،35 ساله دارای دو فرزند دختر سیزده ساله و چهار ساله از تاريخ دهم دیماه هشتاد و هشت در زندان هستم. خانوادۀ من يك خانوادۀ مسلمان و شيعه می باشد که از همان سال های اوايل انقلاب به اصطلاح اسلامی با رژيم مخالف بوده و هستند. به طوری که سه برادرم و یک خواهرم در دهۀ خفقان شصت در زندان های رژيم به شهادت رسيدند. شش ساله بودم که برادرم محمدرضا را به شهادت رساندند که سال 60 بود. بعد از آن در سال 63خبر شهادت برادر ديگرم را به ما دادند اين خبر در شرايطی به پدر و مادرم داده می شد که آنها با هزاران شوق برای ديدار عزيزان به ملاقات می رفتند و به جای ملاقات خبر شهادت اين عزيزان را می شنيدند. برادر کوچکم که در 17 سالگی دستگير شده بود به همراه خواهرم که دختری 3 ساله داشت جزء قتل عام های سال 67 بودند و هيچ نشانی از آنها به ما ندادند و حتی اجازۀ گرفتن مراسم برای اين چهار عزيز از دست رفته را نداشتيم. عدم امنيت ما به حدی بود که نيمه های شب نيروهای رژيم با سلاح گرم به منزل ما می ريختند برای بازرسی و دستگيری برادرانم، بله در اين حين بود که مادرم در سن 42 سالگی به دليل فشارهای روحی از سوی رژيم در سال 68 در اثر حملۀ مغزی و قلبی درگذشت. پس ای مردم آگاه و سازمان های جهانی حقوق بشر ببينيد در کشوری که مسئولين آن دم از آزادی بيان می زنند چگونه انسان ها را می کشند تنها به دليل آزاديخواهی، فقط به دليل گفتن حرف حق، تنها به دليل خواستن ايرانی آزاد و حالا من بدون اينکه مرتکب جرمی شده باشم در تاريخ دهم دیماه هشتاد و هشت ساعت سه و نیم بامداد روز پنجشنبه در حالی که همسرم منزل نبود و دخترکانم در خواب شيرين بودند بازداشت شدم! حتی اجازۀ خداحافظی از عزيزانم را ندادند و مرا نيمه شب بدون اطلاع همسرم به زندان اوین منتقل کردند. اين حکومت اسلامی است که زنی را در دل شب بدون اطلاع همسر بازداشت کنند و از منزل خارج کنند؟
    پس از اتمام بازجوئی هايم که در فضای مملو از رعب و وحشت بود در تاريخ چهار خرداد هشتاد و نه در بیدادگاه فرمايشی که اثری از بی طرفی و عدالت در آن نبود و با بدترين توهينات از سوی قاضی صلواتی به خانواده ام و خودم مورد بازخواست قرار گرفتم و در نهايت در فضای توهين و تهمت و افترا دادگاه بنده برگزار شد و به اتهام محاربه به 15 سال حبس و تبعيد محکوم شدم! قاضی با صراحت اعلام کرد «تو جور خواهر و برادرهايت را می کشی! «(بچه هايش را بياوريد تا کمی گریه زاری راه بيندازند و ما ببينيم!) از جنابعالی تقاضا دارم که پروندۀ مرا مورد بررسی و بازخوانی قرار دهيد تا متوجه شويد چگونه مادری را بدون هيچ جرمی از عزيزترين عزيزانش جدا می کنند؟ حتی اجازۀ ديدن آنها را در فضائی آرام و در زمانی کافی ندارم! در تاريخ رژيم آخوندی کم نيست اين گونه فاصله انداختن و جدا کردن مادر و فرزند از همديگر، چه بسا در اين مورد کتاب ها نوشته شده و نوشته خواهد شد. آيا محروم شدن مادر از ديدن فرزندان نقض حقوق بشر نيست؟ بله من در جايگاه کسی سخن می گويم و می نويسم که در تمام مراحل زندگی مورد ظلم و ستم رژيم بوده و هستم، به عنوان شخصی که تازيانه های بیصدا و دردناک رژيم را متحمل شده ام و حالا بايد در زندان رژيم باشم بدون اينکه مرتکب جرمی شده باشم و کم نيستند موارد مشابه همچون من، من با زنان بهائی حبس می کشم که جرمشان تنها دين و عقايدشان است، خانم وکيلی که تنها به دليل دفاع از موکلينش حبس می کشد! دانشجويانی که برای دفاع از حقوق بشر در ايران زندان هستند و موارد دیگر… مرا در مهرماه 89 به زندان رجائی شهر تبعيد کردند و تا فروردين ماه در زندان رجائی شهر بودم که واقعاً نمونۀ بارز يک تبعيدگاه می باشد، در بدترين شرايط موجود که به هيچ عنوان شرايط يک زندان را ندارد و هيچ حقوق انسانی رعايت نمی شود چه برسد به حقوق زندانی! در فروردين ماه بود که ما را به يک زندان جديد زنان (شهر ری) منتقل کردند که وحشتناکترين شکل ممکن می باشد، واقعاً نام آنجا را بايد اردوگاه مرگ ناميد زيرا به هيچ عنوان به يک زندان شباهت ندارد بلکه بيشتر به اصطبل و گاوداری شباهت دارد! حدوداً دو هفته ای آنجا بوديم که در اين مدت ديدنی ها ديديم و از نزديک لمس کردم درد قربانيان رژيم را، اگر زمانی در دنيا دادگاه عدالتی برگزار شود اين دختران و زنان قربانی هستند که بايد سخن بگويند نه ما، ظلم و ستمی که به اين عزيزان وارد شده را هيچ قلمی قادر به نوشتن و هيچ کاغذی قادر به تحمل وزن سنگين زن ستيزی نخواهد بود. در حال حاضر با ديگر عزيزان در اوين در شرايط کاملا امنيتی هستيم، تلفن نداريم و تنها در هفته 20 دقيقه ملاقات با خانواده را داريم، آيا 20 دقيقه ملاقات برای ديدار با عزيزان کافی است؟ وقتی دختر کوچکم که حالا 5ساله شده است در محيط زندان برای ملاقات من می آيد و از دوری من گريه می کند با خود می انديشم که همان رنج هائی که من از کودکی کشيده ام را حال بايد کودکانم تحمل کنند! چند نسل بايد فدا کنيم؟ چند نسل بايد نابود شود تا اين ظلم و بيداد خاتمه يابد؟
    خواهر و برادر من به علت مخالفت با اصل ولايت فقيه و مواردی از قانون اساسی از اعضای مجاهدين خلق بوده و هستند و از همان ابتدا با انقلاب به اصطلاح اسلامی به مبارزه پرداختند و مورد ظلم و ستم فراوان قرار گرفتند، در حالی که من باید به گفتۀ قاضی صلواتی جور آنها را بکشم. حال از شما مردم آگاه جهان و سازمان جهانی حقوق بشر می پرسم در کدام دادگاه زنی را با سه فرزند به جرم خواهر و برادرش به 15 سال زندان و تبعيد محکوم می کنند؟!
    با توجه به اظهارات اينجانب که نمونۀ بارزی از هزاران خانوادۀ سازمانی که در اين سال ها مورد شديدترين شکنجه های رژيم بوده و عزيزانی را از دست داده اند و برای آزادی باز هم بها می دهند سازمانی که بيش از 40سال است با ستم مبارزه می کند و در اين راه خون هايی را داده و همچنان پايدار و استوار بانگ آزادی سر می دهد تروريست است؟ شما خود قضاوت کنيد. آقای احمد شهيد از شما سپاسگزارم که برای بازديد به ايران تشريف می آوريد و از نزديک شاهد لطف رژيم به مردمش می شويد. اينجا کشور آزادی است که رئيس دولتش احمدی نژاد دم از آزادی و آزاديخواهی و حفظ حقوق بشر می زند! کشور آزادی که حتی نفس کشيدن جرم محسوب می شود! کشور آزادی که پدر و مادر داغداری که عزيزش را کشتند اجازۀ سوگواری ندارند! اين نمونۀ يک کشور آزاد دموکراتيک است! من کاملاً واقفم که با نوشتن اين نامه شرايط از اين که هست بدتر می شود ولی چاره ای نداشتم برای رساندن صدای خود و ديگر هموطنان دربندم که مورد ظلم و ستم رژيم قرار گرفته اند و انتظار دارم حکم آزادی همۀ زندانيان سياسی که در واقع سياسی نيستند! را از مسئولين دريافت داريد.
    باتشکر، مريم اکبری منفرد، تابستان 1390

    http://www.kanoonjb.com/2010-11-18-07-56-03/11157-2011-08-16-15-30-19.html

  1. بازتاب: مجاهدین خلق « شكار بسيجي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: