تظاهرات امروز مردم آذربایجان میتواند شروعی برای سرنگونی جمهوری فاسد اسلامی باشد

امروز شاهد تظاهرات مردم ارومیه و تبریز در حمایت از دریاپچه ارومیه بودیم که جمهوری اسلامی همین را هم برنتافت و به دستگیری ،شکنجه و  تیراندازی به سوی تظاهرات مسالمت آمیز مردم پرداخت.جمهوری اسلامی حتی از فعالین محیط زیست هم وحشت دارد و نمیگذارد آنها به فکر آینده ای ایران و محیط زیست ایران باشد ولی این حرکت  طبق برایند گروه شکار بسیجی میتواند منجر به کشیده شدن تظاهرات سراسری در حمایت از مردم پر افتخار آذری شود .ما طی این پیام به کلیه سپاهیان تحت امر که تا بدینجا آموزشهای لازم را فراگرفته اند پیام میدهیم که گوش بزنگ قیامهای مردم در تهران و سراسر شهرها باشند و نکات زیر را انجام دهند :

1- تمرکز کردن روی نیروهای مزدور بسیجی ،سپاهی ،یگان ویژه و …. برای رساندن آنها به سزای عملشان و در صورت ادامه تظاهرات دستگیری و نگهداری آنها تا زمان تشکیل دادگاههای ملی و میهنی

2-کمک های اولیه به آسیب دیدگان برای نجات هر چه بیشتر جان انسانها

3-تهیه عکس و فیلم از مزدوران برای آرشیو گسترده گروه شکار بسیجی برای مجازتهای آینده

افراد گروه فقط به سه اقدام زیر رسیدگی کنند  .یک سرباز خوب یک سرباز زنده است.

جاوید ایران

گروه شکار بسیجی

5 شهریور 1390

ارسال به: Balatarin :Azadegi :: Donbaleh :: Risheha :: Cloob :: sabzlink :: Del.icio.us :: Stumble :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

دربارهٔ شير شجاع

آهاي تويي كه مردم رو با گلوله و باطوم ميزني ، يا خبر چيني ميكني براي اطلاعات يا تو سايتها ضد مردم ايران فعاليت ميكني .بدان و آگاه باش كه شير شجاع در كمينت نشسته تا شكارت كنه

Posted on 2011/08/27, in بسيجي ها فضاي حقيقي and tagged , , , . Bookmark the permalink. 21 دیدگاه.

  1. بله بسیجی واقعی هکت و باکری بود که به خاطر امام و اسلام رفت جبهه و به خاطر شاه و امریکا و پرچم شیر و خورشید……….

  2. اطلاعیه مهم شورایی ملی مخا لفان هم وطن برای ادای عشق به ایران /حمایت از شیران اذربایجان ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۷ درمیدان ۷تیر فریاد مرگ بردیکتاتورسرخواهیم داد. رسانه شمایید

  3. khodayeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee oroomiye sholooogh shode

  4. به همین خیال باشید

  5. ناشناس

    آره جون عمه تون . خواب دیدید خیر باشه . مزدورهای وطن فروش

  6. ناشناس

    ای ترررررررررررررررررررر

  7. ناشناس

    بله بله ختما تا دو نه سه ساعت دیکه رژیم سرنگونه
    احمق 2 ساله که این مزخرفات رو به خورد مردم میدین

  8. گأییدم فارسهای فاشیست را ما تورک هستیم اهل آذربایجان مرگ بر ایران مرگ بر فارس‌های سگ‌

    • حضرت آقای ساندیس خور، با این ناسزاهائی که از سوی ما ترکان به فارس ها می دهی تا دو بهم زنی کنی ما ترکان خر بشو نیستیم، شما که عضو ارتش سایبزی هستید به اربابانتان بگوئید که این حقه ها کهنه شده اند و با این بازی های خنده دار نه ترکان خر می شوند و نه فارس ها، در هیچ یک از سایت ها و وبلاگ های دوستان پان ترک یک هزارم این ناسزاهائی را که شما خطاب به فارس ها نوشته اید کسی نمی نویسد. با این حقه های از مد افتاده و ترک را تورک نوشتن و آذربایجان را آزربایجان نوشتن و ادای دوستان پان ترک را درآوردن سر کسی کلاه نمی رود، البته در این ناسزانامه های شما و کسانی مانند شما که پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات هستید روح الله خمینی فارس سگ نیست! رفسنجانی هم فارس سگ نیست! احمد جنتی هم فارس سگ نیست! مصباح یزدی هم فارس سگ نیست! اسدالله لاجوردی، علی فلاحیان، محمد محمدی ریشهری، داود رحمانی، محمد محمدی گیلانی، حسینعلی نیری، علی یونسی، محمد مقیسه، مصطفی پورمحمدی، حسین شریعتمداری، حسین طائب و دیگر سران جنایتکار رژیم ولایت فقیه هیچکدام فارس سگ نیستند!
      ( چوخ بغیشله ها، هم اوزون اشک سن همده رهبرون )

      • ناشناس

        دوست و هموطن آذری عزیزم شما خیالت راحت باشه که دست کثیف اینها کاملا برای ملت رو شده و همه میدونن چی به چیه. این بابا به قول شما یکی از اون مزدورهای مثلا جنگ نرمه که همه رو مثل خودش یابو فرض کرده با این جفنگیاتش

  9. یابو اگه سواد نداری گه زیادی می خوری فوش میدی . تو که درباره تبار خودت چیزی نمی دونی کس کش غلت می کنی زر بزنی. وقتی میگی ایرانی باید بدونی که آریایی ها تنها فارس نبودن . مجموع چند تا قوم مختلف میشن که ترکها هم به هیچ وجه از این نژاد پاک و اصیل نیستند . کس کش این باید بدونی که ترک های ایران حتی یکیشون نژاد ترک نیست و همه به خاطر همجواری با ترک های خر تغییر زبان دادن . به جای کس شعر گفتن برو چهارتا کتاب درست حسابی بخون که وقتی میای زر میزنی کش شعر از خودت ول ندی . در ضمن از طرف خود کس کشت حرف بزن نه دیگران. من بی ادب نیستم ولی با بیشعوری مثل تو باید عین خودت حرف زد.

    • جناب آقای کورش که در نوشته پیشین نام خودت را علی گذاشته بودی و ترک شده بودی و این بار هم ادای فارس ها را درمی آوری و به ترکان دشنام می دهی، ما ترکان می دانیم که هیچ فارس ضد رژیمی به ترکان و حتی پان ترکان ترک خر نمی گوید چون فارس های ضد رژیم در پی اتحاد با ترکان برای نابودی رژیم هستند، البته در ناسزانامه های شما پان فارس نماهای دروغین وزارت اطلاعات که نژاد آریا را پاک و اصیل! می نامید و پرت و پلاهائی را که حتی یک هزارم آنها را هم یک پان آریا و پان فارس بر زبان نمی آورند می نویسید حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! علی خامنه ای ترک خر نیست! صادق محصولی دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه نیز ترک خر نیست! محمدعلی نصرتی دژخیمی که آدم کشتن برایش از کشتن مگس آسانتر است نیز ترک خر نیست! آخوند علی مشکینی که سال ها رئیس مجلس خفتگان! بود نیز ترک خر نیست! آخوند عبدالکریم موسوی اردبیلی که سال ها رئیس قوه قضائیه رژیم بود نیز ترک خر نیست! آخوند محسن مجتهد شبستری امام جمعه آشغال تبریز که تاکنون هشتصد میلیارد تومان برای ساختن نمازخانه ای الکی در کنار ارک تبریز به باد داده است نیز ترک خر نیست! شیخ صادق خلخالی، یحیی رحیم صفوی، آخوند غلامرضا حسنی، آخوند محمدرضا میرتاج الدینی و دیگر سران جنایتکار رژیم ولایت فقیه هیچکدام ترک خر نیستند!
      روشن نیست که شما ساندیس خواران رژیم با این بازی های خنده دار گوش های چه کسی را می خواهید دراز کنید؟ گاهی ترک می شوید و به فارس ها می گوئید فارس سگ و گاهی فارس می شوید و به ترک ها می گوئید ترک خر، جناب آقای علی یا کورش یا ………. شما اگر راست می گوئید یک بار هم به خامنه ای بگوئید ترک خر! که البته هرگز نخواهید گفت چون سهمیه ساندیس شما قطع می شود! ( بیاخ تورکودون ایندی ده فارس اولموسان؟ چوخ بغیشله ها، هم اوزون اشک سن همده رهبرون )

  10. farnikumehr

    iraniye tork?
    azarbayejan ya be ebarati Azar Bayegan, be manaye Azar = Atash wa Bayegan=negahdarande(khazen) .sarzamini ke atash kadehaye zartoshti ha aghlab dar anja bude,wa mardome in sarzamin az in atash kadeha negahdari mikardand,in sarzamin dar irane bastan hamishe delawarani dashte ke jozwe eftekharate melliye har irani hast.mesle Babake Khorramdin.sepahe azarbayegan parchamdare lashkare emperaturiye iran bude.
    wali amma torke irani ham darim.
    anha shayad nawadegane Changiz Khan,Teymur Khan,Nazar Gholi(Nader Shahe Afshar)wa taghriban bade teymur hamme tork budan begheyre chanta.torke ajnabi na azarbayejani.
    agar emkanesho dari ye negah be loghat nameye Dehkhoda bendaz bad biya begu chnta shahe fars tu 1000 sale gozashte be iran hokumat karde ke haghe na tanha tork balke masalan Baluch ya Kord ro dade ya nadade bashe.
    in shakhsi ke komente mashkuk gozashte ,ehtemalan panturk ast.khob ishun nazare khodesho neweshte.halla age man espaniyaei mesle bolbol sohbat konam ,wa pedar jadam (5,6,ya 7 nasle pishinam)dar espaniya zendegi konan ,aya man espaniyaei hastam?

  11. کمیل علوی-->فدایی امام خامنه ای

    واقعا براتوم متاسفم که با خودتون هم درگیرید***در ضمن تو با چه سندی می گی که به مردم تیر اندازی کردن؟؟؟
    شمایی که دست به عکستون خوبه و از تمام بچه بسیجیهای مخلص عکس دارین*پس لطفا از این اراجیفی هم که میگیدعکس بزارید
    والعاقبة لاحل التقوی
    خدا شمارا هدایتواگر قتبل هدایت نیستید ریشه کن بگرداند
    انشاءالله

  12. آذربایجان تعادل امنیتی رژیم را برهم زده است ( امین موحدی )

    آذربایجان تعادل امنیتی رژیم را برهم زده است ( امین موحدی )

    با سکوت آذربایجان و دیگر استان های مرزی کشور در جریان جنبش سبز دستگاه امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی این فرصت را یافت تا با بسیج و تمرکز امنیتی و نظامی در تهران و شهر‌های دیگر نظیر شیراز و اصفهان آن شهر‌ها را به دژی نظامی تبدیل کرده و با اطمینان به سرکوب مردم بپردازد. ماه‌ها بود که از لزوم گشایش جبهه‌ٔ جدیدی در مبارزه علیه حاکمیت سخن می رفت تا به نوعی رژیم را مجبور کند تا بخشی‌ از نیروها و حواس نظامی – امنیتی خود را از تهران متوجه نقاط دیگر گرداند، اینک این اتفاق افتاده است آن ‌هم در مهمترین نقطه از نظر تأثیر گذاری بر حرکت‌های آزادیخواهانه مردم ایران یعنی‌ آذربایجان. خیزش آذربایجان به بهانۀ حمایت از دریاچۀ اورمیه در بهترین زمان صورت گرفته است و به نوعی رژیم را غافلگیر نموده به طوری که بنا به اخبار رسیده رژیم مجبور شده است تا بخش بزرگی از نیروهای امنیتی خود را به آذربایجان منتقل نماید که از این رهگذر از شدت بار سنگین امنیتی در فضای شهر تهران کاسته شده است.

    آذربایجان با خیزش خود و دادن فراخوان‌های متعدد برای تداوم خیزش، محاصرۀ امنیتی تهران را شکسته و بهترین فرصت را برای از سرگیری اعتراضات خیابانی در تهران و شهر‌هائی‌ نظیر اصفهان و شیراز فراهم آورده است، تو گوئی تاریخ تکرار می شود و همچون زمان مشروطیت که همه جای ایران غرق سکوت شده بود و می رفت تا انقلاب مشروطیت به شکست بیانجامد ناگهان مردی بنام ستارخان از محلۀ امیرخیز تبریز بپا خاست و با صدور فرمان برچيدن پرچم‌های تسلیم از سر در منازل، حاکمیت وقت را وادار به تسلیم در برابر ارادۀ ملت و صدور فرمان مشروطيت نمود، اینک نیز مشابه چنین حرکتی صورت گرفته، باز هم شروع حرکت از آذربایجان و این بار از شهری به نام اورمیه که به سرعت تمام ايران به خصوص آذربایجان را تحت تأثیر خود قرار داده است و می رود تا به جنبش آزادیخواهی مردم ایران جانی دوباره ببخشد.

    آذربایجان را همواره به عنوان دیگ سنگی ایران نام می برند، دیگی که دیر گرم می شود و دیر سرد، و تا کاخهای استبداد را در میان لهيب خشم خود نسوزاند آرام نمی گیرد، رژیم که از بابت آذربایجان آسوده بود با خیزش برق آسای آذربایجان دچار بهت و سردرگمی شدید امنیتی شده است و چاره ای‌ جز آن ندارد که به گسیل نیرو به شهر‌های آذربایجان بپردازد. در جریان جنبش سبز این موضوع برعکس می نمود یعنی‌ این که رژیم با آسودگی نیروهای مستقر خود در آذربایجان را به تهران فراخوانده بود و اینک مجبور است نه تنها آن نیروها را به آذربایجان بر گرداند بلکه باید بخشی‌ از نیروهای ثابت خود در تهران و شهر‌های دیگر نظير اصفهان و شیراز را نیز برای مقابله با آذربایجان فراخواند! به یقین وسعت و تعدد شهرهای درگیر مبارزه در آذربایجان مانع از آن خواهد شد که گسیل نیرو به آذربایجان بتواند رژیم را به خواسته خود در سرکوب آذربایجان نائل کند، مضاف بر اینکه شجاعت و جسارت آذربايجانی ها مهمترین فاکتوری است که رژیم را در سرکوب مردم آذربایجان ناکام خواهد گذاشت .

    همان گونه که آذربایجان با خیزش خود محاصرۀ امنیتی تهران را در هم شکست و تعادل امنیتی رژیم را برهم زد ضروری است که مردم شهر‌های بزرگی نظيرتهران، شیراز، مشهد، رشت و اصفهان نیز از این فرصت استفاده کنند و همزمان با آذربایجان اعتراضات خیابانی را از سر گیرند تا از این راه علاوه بر یاری رساندن به مردم آذربایجان، رژیم را بیش از پیش مستاًصل نمایند، باید قدر این فرصت را دانست و از این گیجی و سر در گمی جمهوری اسلامی نهایت استفاده را نمود، تعادل امنیتی و تمرکز رژیم برهم خورده و به یقین قادر نخواهد بود در گستره ای‌ وسيع اقدام به سرکوب و قدرت نمائی نماید.

    اگر هوشیارانه و هماهنگ با مبارزات مردم آذربایجان که عزمشان را برای تداوم مبارزه جزم کرده اند عمل نمائیم آنگاه روز‌های پیش رو روز‌هائی‌ حساس و آبستن حوادثی تعیین کننده خواهند بود که سرعت تغییرات در آن قابل پیش بینی نیست و سریعتر از آنچه که فکر می کنیم موفق به درهم شکستن استبداد خواهیم شد، اینک بیش از هر زمان دیگری به پیروزی نزدیکتر شده ایم.

  13. درود بر هموطنان شجاع آذری ام، درود بر برادرانم.

  14. زندان تبریز جهنم واقعی در حکومت اسلامی

    زندان تبریز جهنم واقعی در حکومت اسلامی

    زندان تبریز از قدیمیترین زندان های ایران است که حداکثر ظرفیت آن 2000 زندانی می باشد ولی اکنون بیش از 6000 زندانی در آن محبوس هستند! یعنی سه برابر ظرفیت (این دقیقا نمونه آن آماری است که رئیس زندان ها سال قبل اعلام کرد زندان های ما ظرفیت 80 هزار زندانی را دارد در حالی که بیش از 240 هزار زندانی داریم. در حالی که معمولا آمار مسئولین همیشه کمتر از واقعیت می باشد.) در تمامی بندهای زندان تبریز علاوه بر تخت های دور تا دور اطاق ها و سالن ها، کف خواب در داخل اطاق ها و در مواقعی که اعتراضات و تظاهرات در بیرون جریان دارد کف خوابی در سالن ها نیز امری عادی و مرسوم شده است.
    کمبود پتو که در مواقع دستگیری های گسترده یعنی درست زمانی که کوچه ها و خیابان ها پذیرای اعتراضات هستند برای هر نفر یک پتو می رسد و این موضوع از نظر مسئولین نه تنها مهم نیست بلکه امری عادی محسوب می گردد! و بی شرمانه با تمسخر اعلام می کنند: آن هم از سر شما زیاد است، این دیگر از برکات تربیت و اخلاق اسلامی است! در این زندان بهداشت وجود واقعی ندارد، در عوض وجود سوسک، شپش، موش و… کاملا عادی شده و به وفور یافت می شوند، وضعیت سرویس های بهداشتی افتضاح است که حال هر کسی را به محض ورود بهم می زند و برخی از زندانیان تازه وارد چند روز اول را با حالت شدید تهوع سر می کنند، جای شستن ظروف، لباس، محل توالت و حمام همگی در یک فضای به شدت کثیف و بسیار کوچک و متروک می باشد، نمونه این وضعیت را فقط در زندان های قرون وسطا که در فیلم های تاریخی دیده ایم می توان تجسم کرد!
    تقریبا ظرف مایع دستشوئی همیشه خالی است، ممکن است در هفته یک روز در آن مایع دستشوی دید! زندانیان موقع خروج از توالت دست های خود را با آب خالی، آن هم آبی که هرگز تصفیه نشده، در واقع آب مضاف می شویند، از همین آب برای حمام، شستن ظروف و آشامیدن استفاده می کنند، همه نوع امراض به وفور یافت می شود حتی بیماری های جدید هم ظهور پیدا می یابند، از طریق زندانیان آزاد شده یا به مرخصی رفته این امراض به خانواده ها و سپس به کل جامعه هم تسری پیدا می کنند، چیزی به نام درمان، درمانگاه و بهداری واقعا وجود خارجی ندارد به طوری که در خرداد ماه سال جاری سه نفر در بندهای 9 و مالی به علت عدم رسیدگی جان باختند، فردی که در بند مالی این گونه به قتل رسید تا صبح از درد به خود می پیچید و ضجه می زد و هر چه دیگر زندانیان مسئولین را صدا کردند کسی جواب به درد به خور نداد تا این که آن فرد نزدیکی های صبح مرد! در بند 12یک نفر بر اثر کشیدن دندان خود قبل از ظهر در مثلا درمانگاه زندان دچار خونریزی شدید شده بود، آمپول انعقاد خون وجود نداشت و مسئولین هم برای تهیه آن هیچ زحمتی به خود ندادند تا این که با فریادهای زندانی که بر اثر خونریزی هر لحظه ضعیفتر می شد و با اعتراضات دیگر زندانیان به حمایت از او و تلاش بسیار زیاد خانواده اش بالاخره ساعت سه نیمه شب مسئولین اجازه دادند آمپولی که خانواده اش تهیه کرده بودند به دست زندانی برسد و در آخرین لحظات از مرگ نجات یابد!
    اغلب سرماخوردگی های معمولی به دلیل عدم رسیدگی و آلودگی شدید محیط به شدت مزمن و اپیدمی شده و باعث بستری شدن بسیاری در اطاق های زندان می گردند که البته هر روز بر ضعف و بیماری آنها افزوده می شود، به طوری که دائما در هر اطاقی حداقل 4 نفر سرما خورده درازکش هستند! در این زندان برای 6000 زندانی فقط 2 پزشک عمومی وجود دارد که آنها نیز اغلب مواقع حضور ندارند، طبق شمارش زندانیان هر ماه حداقل یک زندانی بر اثر بیماری ساده و پیش پا افتاده کشته می شود، غذایی که به زندانی ها داده می شود به قدری بی خاصیت، بدبو و آلوده است که اغلب زندانیان به علت کمبود همین غذا مجبور به خرید از فروشگاه با چندین برابر قیمت واقعی هستند، آنهائی که قدرت خرید ندارند (70 در صد از زندانیان ) مجبور می شوند با کار برای نظافت عمومی و حتی شستن لباس و ظروف افراد پولدار مخارج خود را تاحدودی جبران کنند و چون کار شستشو نسبت به تعداد افراد بی پول بسیار کم است بسیاری مجبورند از طریق اعمال دیگر مانند خرید و فروش قرص های اعصاب و روانگردان، مواد مخدر و حتی تن فروشی نیازهای اولیه خود را به دست آورند.
    خرید و فروش و مصرف مواد مخدر کاملا علنی و مرسوم است! مثلا هر کام شیشه 1000 تومان و دوکام 1800 تومان است یعنی به قیمت یک کارت تلفن! با توجه به این که پول نقد به طور رسمی در زندان یافت نمی شود معامله ها کالا به کالا است مثلا دو کام شیشه می گیری در عوض یک کارت تلفن که با کارت حساب بانکی از فروشگاه زندان خریده ای می دهی، کسی که کارت تلفن را دریافت کرده است به کس دیگری می دهد و از طریق کارت حساب بانکی گیرنده کارت تلفن، یک کیلو میوه یا دو بسته سیگار می گیرند و همه کالاها را به این صورت خرید و فروش می کنند که البته سیگار کالای واسطه درجه اول است!
    در هر وعده غذای خورشتی که به زندانی می دهند به اندازه ده گرم گوشت وجود ندارد، چیزی به نام دسر معنا ندارد، زندانی هائی که توان مالی دارند اقدام به خرید مواد غذائی و میوه البته با چندین برابر گرانتر از قیمت اصلی می کنند.
    تمامی زندانیان با جرائم مختلف از جمله مالی، مخدر، دیه، قتل، لواط، زنا و سیاسی یک جا نگهداری می شوند! به طوری که افراد عادی در کنار مجرمین خطرناک همیشه در معرض انواع تعرض های علنی، تجاوز جنسی، آلودگی به مواد مخدر و … قرار دارند، توسط شاهدان عینی بیان می شود که از اول سال 1390 تا کنون در بند 12 محکومین، چهار نفر جوان که به 3 تا 6 ماه زندان محکوم شده بودند معتاد شده اند و سپس مورد لواط و بردگی جنسی قرار داده شده اند، این هم از برکات اسلام ناب محمدی است! طبق تحقیقات غیر رسمی در میان زندانیان بین 60 تا 70 درصد افراد سالم مخصوصا جوانان وقتی از زندان آزاد می شوند معتاد هستند! برخورد مأمورین و مسئولین زندان با زندانیان به شدت تحقیرآمیز و سرکوبگرانه است، هر گونه اعتراض و حتی درخواست ها را به شدت سرکوب می کنند و زندانی را در بدترین شرایط ممکن قرار می دهند (انتقال به انفرادی، لغو مرخصی، تلفن، ملاقات و تمامی حقوق زندانی را به مدت طولانی حتی چندین ماه قطع می کنند) اکثریت قریب به اتفاق مأمورین و زندانبان ها از نادانترین و پست ترین افراد جامعه دستچین شده اند و به علت مشکلات روانی و عصبی و دیدگاه های ایدئولوژی عقب مانده مذهبی دچار رفتارهای هیستریک و پرخاشجو هستند که با کوچکترین بهانه زندانیان را مورد ضرب و شتم و آزار قرار می دهند، ضمن اینکه زندان تبریز برای زندانیان یک زندان قرون وسطایی است در همین حال اینجا برای زندانیان سیاسی زندان در زندان است!
    دهها زندانی سیاسی از فعالین ملی، کارگری و دانشجو گرفته تا افراد مستقل مانند وکیل، روزنامه نگار و … در این زندان تحت بدترین شرایط و پراکنده در بندهای مختلف نگهداری می شوند، کوچکترین تماس و حرکت های آنها تحت نظر مأمورین قرار دارد و شدیدا زیر فشار روحی و روانی به سر می برند، زندانیان سیاسی را به عمد در میان خطرناکترین مجرمین و قاتلین، روان پریش ها و معتادها و … قرار داده اند، از این طریق ضمن تحت فشار و شکنجه روحی و روانی قرار دادن آنها با پراکنده نگهداشتنشان از اقدامات و زندگی و برنامه های مشترک آنها جلو گیری می کنند، از جمله محمد جراحی از فعالین کارگری را در بند 9 که بند مجرمین خطر ناک است نگهداری می کنند، به همین ترتیب محبوب بوداغی، شاهرخ زمانی و نیهات تونجر را در بند 12 محکومین که حداقل 58 نفر مجرم قتل وجود دارد نگهداری می کنند، 15 نفر از مبارزین ملی در بند خطر ناک سه گانه مزدوران حکومتی با فشارهای مضاعف محبوس هستند، در داخل زندان برای سیاسیون زندان در زندان درست کرده اند! دو مبارز سیاسی ترکیه ای که سال های زیادی در بند مالی با هم بودند به نام های جمهور و نیهات تونجر را از هم جدا کردند، نیهات را به بند 12 محکومین و جمهور را به بند 9 دادند.
    در بند 12 مزدور جانی به نام جواد آل جواد به نیهات تونجر شدیدا تذکر داده است که در صورت ارتباط با شاهرخ زمانی به بند بدتری مثلا بند 9 منتقل خواهد شد، جواد آل جواد یک جانی، عقده ای، بد دهن و خشن به معنای واقعی کلمه لمپن است، زندانیان به شدت از او متنفرند آل جواد به حد جنون ضدبشر و ضد انسانیت است که با دیدن یا شنیدن مبارز سیاسی جنونش به اوج می رسد، علیرغم تلاش و ایجاد ترس و وحشت توسط این مزدور زندانیان معمولی ارتباط بسیار خوبی با زندانیان سیاسی داشته و با احترام خاصی با آنها مراوده دارند، به خصوص نیهات تونجر در بند مالی و همه بندهائی که او را می شناسند مورد ستایش زندانیان است، به خصوص زندانیان قدیمی او را بسیار دوست دارند با این حال زندانیان سیاسی از کوچکترین حقوق اولیه خود مانند بند مستقل، کتابخانه، روزنامه، گفتگوی دسته جمعی و … محروم هستند.

    تشدید نارضایتی عمومی زندانیان:

    با توجه به لغو ملاقات های حضوری زندانیان به علت عدم شرکت در کلاس قرآن و همچنین لغو مرخصی 15 روزه عید فطر و سرگردانی خانواده های آنان و… جو و فضای زندان به شدت ملتهب است و مسئولین نسبت به این موضوع آگاهی دارند و بسیار نگران هستند و با توجه به شور و هیجانی که اعتراضات خیابانی در شهرها ایجاد کرده است هر لحظه امکان شورش وجود دارد، به خصوص با توجه به شورش در سال های 86- 87 که امروزها بیان خاطرات مستقیم یا شنیده شده از دیگران به نقل مجالس در میان زندانیان تبدیل شده است که نشان از یک روحیه قوی اعتراضی دارد، همچنین لازم به ذکر است که در چند روز گذشته در بندهای مختلف درگیری های پراکنده با بهانه های مختلف ریز و درشت بین زندانیان و مسئولین بوجود آمده است که یکی از آن درگیری ها در بند سه گانه منجر به شکسته شدن شیشه های پنجره سالن بند فوق گردید.

    لازم به بیان چند نکته در رابطه با کل زندان های جمهوری اسلامی است:

    1- سال هاست که پول نقد در نزد زندانیان ممنوع است بلکه هر زندانی یک حساب بانکی دارد که از طریق کارت دیجیتالی پول به حساب او می ریزند و او برای خرید از فروشگاه زندان از آن کارت استفاده می کند، این کارت متعلق به یکی از بانک هائی است که خود آن بانک ها متعلق به نیروی انتظامی یا سپاه و یا وزارت اطلاعات می باشد و با نگهداری پول زندانیان سرمایه بزرگی کسب می کنند که سود بسیاری دارد، مثلا فرض بگیرید هر زندانی روی هم رفته 100هزار تومان در حسابش باشد، با توجه به 240هزار زندانی بیست و چهار میلیارد تومان سرمایه به صورت اجباری در اختیار این نظامیان قرار می گیرد، حال سهامداران این بانک ها همان فرماندهان سپاه، نیروی انتظامی، بسیج، وزارت اطلاعات و … هستند که از این سرمایه سود می برند!
    2- فروشگاه های زندان ها متعلق به شرکتی است که صاحبانش از همان فرماندهان به صورت غیر مستقیم می باشند، بنابر این از این طریق نیز سود هنگفتی به جیب می زنند، مثلا غذا را نامطلوب می کنند تا زندانیان مجبور به خرید از فروشگاه شوند! در همین حال از بیرون برای زندانی هیچ چیزی نمی گذارند بیاورند یعنی زندانیان مجبورند هر چیزی که لازم دارند مانند لباس، خوراک و … از فروشگاه خریداری کنند و البته به قیمت بسیار گران.
    3- در رابطه با نظافت زندان ها، تهیه غذا برای زندانیان، ضدعفونی کردن زندان و دیگر خدماتی که باید به زندانی برسانند همگی به شرکت های پیمانکاری سپرده می شوند که تمامی شرکت های پیمانکاری به صورت غیر مستقیم متعلق به همان فرماندهان است که از این طریق نیز با هر چه بیشتر کم کردن خدمات و غذا و غیره هر چه بیشتر سود می برند و بین خود تقسیم می کنند.
    4- مورد بعدی وجود مواد مخدر در زندان ها است که هیچ شکی وجود ندارد که مسئولین و مأمورین در وارد کردن آن مواد به زندان ها دست دارند و سود بالائی به جیب می زنند.
    5- درتقسمات جدید زندان ها هر بند یک وکیل بند دارد و همچنین هر سالن و هر اطاقی مسئولی دارد و غیره که همگی از میان زندانیان می باشند، آنها به دستور و خواست مسئولین زندان ها هزینه های تعمیر و بازسازی و نگهداری زندان ها را از خود زندانیان می گیرند، مثلا برای نظافت کردن از هر زندانی هفته ای 3 الی 5 هزار تومان به صورت کالائی می گیرند و آن کالا توسط مأمورین به پول تبدیل می شود و زندانیانی که توان پرداخت سهمیه هفتگی را ندارند باید خودشان کار کنند که کارها عبارتند از: نظافت و شستشوی عمومی و خصوصی زندانیان پولدار، از این طریق نیز سودی به فرماندهان و سهامداران شرکت های پیمانکاری می رسد چون وظیفه آنها را خود زندانیان انجام می دهند ولی پول آن را شرکت پیمانکار دریافت می کند! در همین حال زندانیان تعمیر و نگهداری تأسیسات و ساختمان زندان را انجام می دهند و مواد مصرفی لازم را می خرند اما مسئولین زندان ها صورت حساب تهیه کرده پولش را به جیب خود می ریزند!
    با توجه به پنج بند بالا که سود سرشاری می برند فرماندهان و نهاد های مرتبط بدشان نمی آید که زندانی هر چه بیشتر باشد و هر زندانی هر چه بیشتر در زندان بماند! آنها اکنون ضمن این که وظیفه دینی و حکومتی خود را در جنایت علیه زندانیان پیش می برند! در همین حال منافع مالی بسیاری نیز به جیب می زنند که باعث می گردد هر چه بیشتر جانی و جنایتکارتر شوند!

    http://pishgaam13.wordpress.com/2011/09/11/zendan-tabriz/

  15. parchame azaria bala
    madare zede enghelaba o sabzam bala o paien

  16. تو شیر شجاع نیستی عزیزم . . تو کیره منی که تا یه جای سفید میبینی ، خیال وَرِت میداره که خبری. . نه کیره من خبری نیست . . . ننتو دارن میگان ، تو هم جو گرفتت . . . . . به امید اون روزی نشستم تا ببینمتو از پشت و جلو یه جوری بذارمت تا خودتم خوشت بیاد نخطه

  17. فدایی رهبر(سید علی جان خامنه ای)

    فقط میتونم بگم خیلی بدبخت هستید
    خیلی کوته فکر هستید
    یه ذره فقط یه کوچولو به اطرافتون نگاه کنید حقیقت رو میبینید و میفهمید اما چه کنیم که مصداق این آیه هستید ((صم بکم عمی فهم لایرجعون))
    حیف که افق دیدتون حتی در زمان حال هم نیست چه برسه به آینده
    واقعن متاسفم واستون همین و بس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: